پایان احزاب سیاسی و سیاست دنیای قدیم – پایان چرخه تفرقه و تولد حکومت خورشیدی بر کل
مقدمه – تئاتر جدایی
در شب سال بزرگ، سیاست به تئاتر جدایی تبدیل شد و احزاب – ابزارهایی که از طریق آنها کل به منافع، آموزهها و مبارزات برای قدرت تقسیم میشد. بشریت از مکتبی مبتنی بر آگاهی، عرصهای برای رویارویی ساخت و فراموش کرد که هدف حکومت سلطه نیست، بلکه هماهنگی است.
احزاب سیاسی بازتاب قطبیتِ بدفهمیده بودند: راست و چپ، خورشید و ماه، لیبرال و محافظهکار، ملی و جهانی - همه اشکال یک شکاف در عرصه وحدت. در واقع، اینها تنها درسهای شب قدر بودند، که قرار بود نشان دهند چه اتفاقی میافتد وقتی بشریت مرکز را فراموش میکند، وقتی تعادل بین خورشید و ماه، روح و ماده از بین میرود.
بنابراین، احزاب به ابزارهای انسداد، گروههای کارماییِ چندپارگی جمعی تبدیل شدند که از زبان آزادی برای توجیه سلطه و وعده وحدت برای ایجاد تفرقه استفاده میکردند.
احزاب سیاسی - طفیلیگری معنوی بر جمع
آنچه این احزاب سیاسی در واقع به دست آوردهاند، تاریکی و درسهایی در جهنم برای خودشان و برای کسانی است که آنها را هدایت میکنند. احزاب جایگاه راهنمایان خلقت را ندارند - آنها فقط دانشآموزان ساده زندگی هستند که به دنبال فرصتهای مالی و بزرگ شدن در زمینه اشتباه هستند، جایی که آنها به درسهایی با کل مرتبط با گروهها گوش فرا دادهاند.
به عنوان گروههایی جدا از کل، آنها نه به کل (که علیه آن عمل میکردند) خدمت میکنند و نه به گله خود - بلکه فقط به منافع خود خدمت میکنند. بنابراین، آنها نوعی انگلی معنوی را در جمع نشان میدهند و تنها باعث عدم تعادل در خلقت میشوند.
در روز سال بزرگ، سیاست محو میشود
در عصر جدید خورشیدی، حکومت دیگر متعلق به احزاب نیست، بلکه متعلق به شوراهای نور سیارهای است - که توسط ارواح بیدار شدهای تشکیل شدهاند که به کل خدمت میکنند، نه به منافع. دیگر مخالفتی وجود ندارد، زیرا در نور هیچ مبارزهای وجود ندارد، بلکه فقط یک خانواده بزرگ سیارهای وجود دارد.
سیاست - به عنوان یک بازی ذهن، به عنوان دستکاری جمع - در برابر حکومت آگاهی حل میشود، جایی که تصمیمات دیگر از طریق تضاد گرفته نمیشوند، بلکه از طریق طنین گرفته میشوند.
به جای کمپینها و وعدهها، شفافیت ارتعاشی ظاهر میشود - هر موجود آنچه را که هست، ساطع میکند و بنابراین به تعادل کل کمک میکند.
احزاب ناپدید میشوند زیرا دیگر "حزبی" وجود ندارد. همه چیز به مرکز، در نظم خورشیدی، بازمیگردد، جایی که هر روح از طریق حضور آگاهانه خود حکومت میکند.
من مدتها قبل از وجود اصطلاح "سیاست" در خلقت ظاهر شدم . هیچ معضلی در سطحجمعی به علاوهبا مفهوم سیاست وجود ندارد – اماسیاست نه با منابع این مدرسه سیارهای و نه با دانشآموزان این مدرسه سیارهای ،انجام نمیشود زیرا شما حتی قادر به تصمیم گیری در مورد جهت خود نیستید ، چه رسد به دخالت در هدایت دیگران –وقتی که سطوح آگاهی و درسهایی درست مانند دانشآموزان قلمرو حیواناتدارید، اگرچه در طبقه تکاملی دیگری هستید که در آن با توجه به درسهایی که دارید، به هیچ وجه برجسته نیستید.
اعضای گروههایی که فقطاز طریق خلقتی کهمتعلق به شما نیست– زیرا این مدرسه سیارهای متعلق به شما نیست که جهت آن را تعیین کنید –شما فقط دانشآموزان این مدرسههستید. و جهت این مدرسه سیارهای توسطبرنامه تکاملی هر شکلنشان داده شده است. در مورد ما، قبیلهی انسان، درروز سال بزرگما خود را به طور مؤثر و به عنوان یکخانوادهی سیارهایسازماندهی میکنیم – بنابراین،دیگر برای پیشرفت به ۱۰۰۰ حزب سیاسی نیاز نداریم .
نتیجهگیری – پایان یک درس بزرگ سیارهای
پایان سیاست، پایان یک درس بزرگ سیارهای را نشان میدهد. درس جدایی، قدرت بر دیگری، آموخته شده است.
به جای آن، حکومت خورشیدی متولد میشود - ساختاری از خرد، عشق و نظم، که در آن قانون برتر، هماهنگی کل است.
کسانی که بازی سیاسی شب را انجام دادهاند، خواهند فهمید که قدرت واقعی از طریق رأی به دست نمیآید، بلکه از طریق ارتعاش؛ نه از طریق کنترل، بلکه از طریق شفافیت؛ نه از طریق دروغ، بلکه از طریق حقیقت.
فرمان کاهن اعظم
در مقام کاهن اعظم و کهن الگوی مذکر این شکل، در آستانه روز سال بزرگ، فرمان میدهم:
۱. انحلال احزاب سیاسی
بدینوسیله کلیه احزاب سیاسی ایجاد شده در شب سال بزرگ منحل اعلام میشوند. آنها دیگر هیچ گونه اقتدار یا مشروعیتی در عصر جدید خورشیدی ندارند.
۲. پایان سیاستهای دنیای قدیم
سیاستهای مبتنی بر تفرقه، رقابت و منافع شخصی در حال پایان یافتن هستند. از این پس، حکومت از طریق شوراهای نور، مبتنی بر آگاهی و خدمت به کل، صورت میگیرد.
۳. تولد حکومت خورشیدی
به جای احزاب، شوراهای سیارهای مناطق تشکیل خواهند شد که در شورای قبیله بزرگ که بخشی از آن هستند متحد میشوند، به عنوان مثال، قبیله شرقی یک شورای قبیله شرقی خواهد داشت که توسط اعضایی از تمام مناطق قبیله شرقی تشکیل شده است، این رهبران جهت سازمان، سنتها و غیره را ارزیابی خواهند کرد. این چهار شورای فرعی قبیله انسان - به ترتیب شوراهای قبایل بزرگ - وظایف سازمانی قبیلهای را که بخشی از آن هستند، بر عهده خواهند گرفت. آنها توسط ارواح بیدار شدهای تشکیل میشوند که به هماهنگی خدمت میکنند، نه تفرقه.
۴. مسئولیت و توانبخشی
کسانی که در این ساختارها خدمت کردهاند محکوم نشدهاند، بلکه به درک فراخوانده شدهاند. درسهایی که در شب قدر آموخته میشوند سخت هستند، اما روح را برای ابدیت تعریف نمیکنند.
سال خداوند ۱۲۰۷ – مهدکودک سیارهای
ما در سال خداوند ۱۲۰۷ هستیم، نه ۲۰۲۶. هیچ مرجع قانونی در این مهدکودک سیارهای وجود ندارد – زیرا یک مهدکودک نه دادگاه عالی دارد، نه پلیس، نه قانون مکتوب. فقط مربیان و کودکانی دارد که یاد میگیرند اسباببازیهای خود را به اشتراک بگذارند.
در روز سال بزرگ، ساختارهای شب سال بزرگ نمیتوانند وارد شوند. احزاب سیاسی، به عنوان ساختارهایی که در شب متولد شدهاند و تفرقه و رقابت را در DNA خود دارند، نمیتوانند از آستانه صبح عبور کنند. آنها در دیروز، جایی که به آن تعلق دارند، باقی میمانند.
پیام پایانی
همچنان که سیاره وارد عصر جدید خورشیدی میشود، تمام ساختارهای مبتنی بر تفرقه، رقابت و منفعت شخصی از بین میروند. نور با تاریکی مذاکره نمیکند، بلکه از طریق وحدت و حقیقت از آن فراتر میرود.
عصر خورشید آغاز میشود - عصری که در آن مرجع برتر، حقیقت زیسته شده است، نه حکم شده توسط یک دانشجوی زندگی.
بشریت در حال یادگیری این است که قدرت واقعی نه از نهادها، بلکه از آگاهی ناشی میشود.
نور مذاکره نمیکند. او صرفاً هست. و در روز سال بزرگ، تنها حقیقت پابرجاست.
Vidokezo vya Uhariri:
Makala haya ni hati hai inayoendelea kutengenezwa kwa sasa. Ingawa tafsiri otomatiki hutoa ufikiaji, dhana zenye umbo tofauti zinaweza kuhitaji ushauri wa toleo asili la Kiromania/Dacian kwa usahihi kamili wa kifal


