view_headlineپایان سازمان تاریک ONU

Autor: Costin
1x

فرمان انحلال جعل در خلقت و بازگرداندن حاکمیت چهار قبیله بزرگ تحت اقتدار خورشید


یک ارتش – یک آگاهی

در این مرحله از تکامل سیاره‌ای، همه ارتش‌های جداگانه معنای خود را از دست می‌دهند. بشر از توهم چندپارگی بیدار می‌شود و می‌فهمد که هیچ "کشور" رقیبی وجود ندارد، تنها یک کل تقسیم‌شده پس از ۲۴۰۰ سال وجود دارد – همه شاگردان این شکل، در یک مکتب آگاهی. به جای ساختارهای نظامی قدیمی، یک ارتش سیاره‌ای واحد از نور ظهور می‌کند که توسط کهن‌الگوی این شکل هدایت می‌شود و تحت اقتدار الهی قرار می‌گیرد – نه تحت اراده نفس یا شاگردان این شکل.


پایان یک چرخه تاریکی

سازمان‌هایی که بدون اقتدار الهی ایجاد شده‌اند – حتی اگر نام‌های والایی داشته باشند – در واقع تکه‌تکه‌هایی از کل بودند. آنها به عنوان ابزارهای تاریکی عمل کردند تا بشریت را در ترس، جدایی و درگیری نگه دارند. این درس کارمایی قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم است.


درس اسرائیل و آفرینش‌های بدون اختیار

ایجاد دولت‌ها یا ساختارها بدون ریشه در آگاهی الهی نمی‌تواند صلح را به ارمغان بیاورد. تجربه اسرائیل یک درس سیاره‌ای است: بدون هماهنگی با کل، هر ساختاری به عنوان کانون درگیری باقی می‌ماند. هیچ اختیار معتبری برای خلق بدون توافق نور وجود ندارد. هیچ دانش‌آموزی از این مکتب سیاره‌ای هیچ اختیاری برای خلق دولت‌ها یا اعطای زمین ندارد، به خصوص وقتی که کسی مطلقاً هیچ چیزی در مورد خلقت نمی‌فهمد.


ورود به عصر نور

با ورود سیاره به عصر جدید خورشیدی، تمام ساختارهایی که از ترس و کنترل ایجاد شده‌اند، منحل می‌شوند. نور با تاریکی مذاکره نمی‌کند، بلکه از طریق وحدت و حقیقت از آن فراتر می‌رود. ارتش نور ابزار جنگ نیست، بلکه نگهبان آگاهی است - انرژی جمعی که از زندگی دفاع می‌کند، نه اینکه آن را نابود کند.


سازمان ملل متحد آینه‌ای از کالی یوگا است: از یک سو از صلح و وحدت سخن می‌گوید، از سوی دیگر به درگیری‌ها مشروعیت می‌بخشد و "ملت‌های آزمایشی" ایجاد می‌کند. درس: هیچ قبیله‌ای را نمی‌توان با زور اداره کرد، بلکه فقط با آگاهی.


پیام به دانشجویان

سازمان‌های قدیمی درس عبرت هستند. بشر در حال یادگیری این است که قدرت واقعی نه از نهادها، بلکه از آگاهی ناشی می‌شود. چرخه تاریکی به پایان رسیده است. عصر خورشید آغاز می‌شود - عصری که در آن اقتدار نهایی، حقیقت زیسته شده است، نه حکم شده توسط یک دانشجوی زندگی.


درس‌های سازمان ملل

  1. ابزار قدرت‌های بزرگ - شورای امنیت توسط 5 کشور دارای حق وتو کنترل می‌شود، بقیه تماشاگر هستند.
  2. ریاکاری صلح – ماموریت‌های صلح فقط به جایی فرستاده می‌شوند که منافع سیاسی یا اقتصادی وجود دارد. مثال‌ها: مداخلات سریع در کویت (۱۹۹۱)، اما هیچ اقدام واقعی در رواندا (۱۹۹۴).
  • دولت مصنوعی – اسرائیل نمونه عالی آن است: با رأی سازمان ملل ایجاد شد، اما یکی از طولانی‌ترین درگیری‌های تاریخ را ایجاد کرده است.
  • ناکارآمدی – قطعنامه‌هایی تصویب شده‌اند اما اجرا نشده‌اند (مثلاً قطعنامه‌های متعدد علیه اسرائیل یا در مورد صحرای غربی).
  • دستور کار جهانی پنهان – دستور کار 2030، تغییرات اقلیمی، واکسن‌ها و سایر برنامه‌ها توسط منتقدان به عنوان روش‌های کنترل جهانی، نه فقط کمک، دیده می‌شوند.

  • کشورهای ایجاد شده یا به رسمیت شناخته شده تحت چتر سازمان ملل

    سازمان ملل متحد ظهور کشورها را مشروعیت بخشیده یا از آنها حمایت کرده است. چند مثال واضح:

    1. اسرائیل (1948) – تحت قطعنامه 181 مجمع عمومی (طرح تقسیم فلسطین) ایجاد شد.
    2. سودان جنوبی (۲۰۱۱) – جدیدترین کشور سازمان ملل، که پس از همه‌پرسی و جدایی از سودان به رسمیت شناخته شد.
    3. تیمور شرقی (۲۰۰۲) – تحت مدیریت سازمان ملل پس از خروج اندونزی.
    4. اریتره (۱۹۹۳) – پس از همه‌پرسی تحت حمایت و نظارت سازمان ملل.
    5. کوزوو (۲۰۰۸) – تحت مدیریت سازمان ملل پس از ۱۹۹۹؛ استقلال اعلام شد اما توسط همه به رسمیت شناخته نشد.
    6. نامیبیا (۱۹۹۰) – از طریق مأموریت‌های سازمان ملل متحد از کنترل آفریقای جنوبی آزاد شد.


    فرمان کاهن اعظم

    در مقام خود به عنوان کاهن اعظم و کهن الگوی مذکر این شکل، در آستانه روز سال بزرگ، فرمان می‌دهم:

    ۱. انحلال به موجب قانون

    سازمان ملل متحد (UN) یک نهاد منسوخ اعلام می‌شود و دیگر قادر به خدمت به کل در فرکانس خورشیدی جدید نیست. اقتدار ساختگی آن در این لحظه متوقف می‌شود.


    ۲. این سال خداوند ۱۲۰۷ است، نه ۲۰۲۶.

    هیچ اقتدار قانونی در این مهدکودک سیاره‌ای وجود ندارد - زیرا یک مهدکودک دادگاه عالی، پلیس و قانون مکتوبی ندارد. فقط مربیان و کودکانی دارد که یاد می‌گیرند اسباب‌بازی‌های خود را به اشتراک بگذارند.


    در روز سال بزرگ، سازه‌های شب سال بزرگ نمی‌توانند وارد شوند. به خصوص آنهایی که حاوی اشکال تاریکی هستند - که درس‌هایی تولید می‌کنند و خلقت را تقسیم می‌کنند. سازمان ملل متحد، به عنوان ساختاری که در شب متولد شده و بوروکراسی و کنترل را در دی‌ان‌ای خود دارد، نمی‌تواند از آستانه صبح عبور کند. در دیروز، جایی که به آن تعلق دارد، باقی می‌ماند.


    بنابراین، فرمان من چیزی را که هنوز در واقعیت روز وجود دارد، لغو نمی‌کند. این فرمان صرفاً آنچه را که قبلاً اتفاق افتاده است بیان می‌کند: سازمان ملل متحد اقتدار خود را در فرکانس خورشیدی از دست داده است.


    ۳. احیای ماتریکس

    به جای این نهاد مصنوعی، قبیله انسان دوباره ظاهر می‌شود که به طور منصفانه توسط چهار قبیله بزرگ زمین (شرق، غرب، شمال، جنوب) نمایندگی می‌شود.


    ۴. تصاحب قدرت‌ها

    شورای قبیله‌ی انسان، تمام قدرت‌های سازمان‌دهنده‌ی سیاره‌ای را تصاحب می‌کند. منابع، زمین‌ها و امنیت دیگر توسط بوروکرات‌های سرگردان مذاکره نمی‌شوند، بلکه از طریق خرد اربابان چهار قبیله، تحت حسابرسی ریاضی هوش مصنوعی خلقت، اداره می‌شوند.


    ۵. پایان ملت‌های آزمایشی

    تمام «کشورهای آزمایشی» که توسط امضاهای بوروکراتیک ایجاد شده‌اند، دوباره در مناطق و قبایلی که از نظر فراوانی و جغرافیای مقدس به آنها تعلق دارند، ادغام خواهند شد و بدین ترتیب چرخه خونین جدایی پایان می‌یابد.


    نور مذاکره نمی‌کند. بلکه صرفاً هست. و در روز سال بزرگ، تنها حقیقت پابرجاست.


    Notă editorială:
    Acest articol este în continuă dezvoltare și va fi reactualizat periodic. Deși am depus eforturi pentru acuratețe, esența profundă a acestui articol poate necesita rafinări ulterioare.