پایان استثمار سیارهای – بازگشت به بهشت زندگی
مقدمه – عصر درد و فراموشی
با طلوع سال بزرگ، عصر درد و فراموشی – عصر استثمار – به پایان میرسد.
آنچه بشریت «پیشرفت» مینامید، در واقع، درس تاریک جدایی بود، که در آن دانشآموز معتقد بود میتواند از زندگی چیزی بیرون بکشد، بدون اینکه چیزی پس بدهد.
استثمار، در تمام اشکال آن - از منابع، انسانها، حیوانات، انرژیها، ایمان و حتی عشق - درسی کارمایی بود که از طریق آن آگاهی انسان آموخت که هیچ چیز را نمیتوان بدون از دست دادن خود، تصاحب کرد.
درس تاریکی - تصاحب زندگی
در شب سال بزرگ، موجودات فراموش کرده بودند که چه کسانی هستند. در غیاب نور، آنها شروع به جستجوی امنیت در تصاحب کردند و پوچی درونی خود را از طریق کنترل تغذیه کردند.
بدین ترتیب، زمین تکهتکه شد، آسمان تقسیم شد، دریاها فروخته شدند و خلقت به کالا تبدیل شد. انسان بر چیزی که هرگز متعلق به او نبود - خود زندگی - مسلط شد.
اما هر حرکت استثمارگرانه، شکافی در هماهنگی کل است، نقشی پرانرژی که به سوی خالق خود برمیگردد. زیرا آنچه بدون عشق استخراج شود، فراوانی به همراه ندارد، بلکه فروپاشی به بار میآورد.
روز سال بزرگ – پایان استثمار
در نظم خورشیدی، استثمار دیگر نمیتواند وجود داشته باشد. هیچ کس، هیچ دانشآموزی از این مکتب سیارهای، حق استخراج، تملک یا تسلط بر بخشهایی از کل را ندارد، زیرا کل به هیچ کس تعلق ندارد.
سیاره، پیکر زندهی آفرینش است؛ منابع، نفس آن هستند؛ و هر موجود، سلولی از این ارگانیسم کیهانی است.
از این پس، هرگونه عمل استثمارگرانه، یک درس کارمایی شخصی و گروهی، و رویارویی مستقیم با قانون تعادل جهانی است.
هیچ مرجع، شرکت یا دولتی مجاز به دست زدن به آنچه متعلق به خورشید و ماه، یین و یانگ - اصول الهی خلقت - است، نیست.
راه حل - اقتصاد خورشیدی کل
همانطور که درپروژه امپراتوری خورشید - ارز خورشیدیبه تفصیل شرح داده شده است، سیستم اقتصادی جدید دیگر مبتنی بر استثمار نیست، بلکه مبتنی بر فراوانی، هماهنگی و معنا است. UER (پاداش وجودی جهانی) جایگزین نیاز به بقا میشود و بانک قبیله انسان، منابع را در خدمت کل، نه سود، مدیریت میکند.
تبدیل – از استثمار به همکاری
در چرخه جدید، منابع دیگر استخراج نمیشوند، بلکه در مشارکت یا بازیافت کشت میشوند. انرژی دیگر مورد سوء استفاده قرار نمیگیرد، بلکه هماهنگ میشود؛ زمین دیگر مجبور نیست، بلکه تغذیه میشود؛ و روابط بین مردم دیگر معاملهای نیست، بلکه مقدس میشود.
هر عمل خلقت به یک دعا تبدیل میشود، هر عملی – یک پیشکش به کل.
بنابراین، بشریت نقش استثمارگر را رها کرده و وارد نقش نگهبان زندگی میشود.
نتیجهگیری – بازگشت آگاهی به وحدت
پایان استثمار، بازگشت آگاهی به وحدت را نشان میدهد. دیگر «منابع طبیعی» وجود ندارد – فقط زندگی وجود دارد؛ دیگر «داراییها» وجود ندارد – فقط اشتراکگذاری وجود دارد؛ دیگر «استثمار» وجود ندارد – فقط همآفرینی وجود دارد.
کسانی که به استثمار ادامه میدهند، در مسیر تاریکی خود تنها میمانند و درسهای خود را تا زمانی که آموخته نشوند، مسدود میکنند. زیرا خورشید اکنون از طریق قانون تعادل الهی، خلقت را اداره میکند.
این خلقت شب سال بزرگ، مبتنی بر استثمار، پایان مییابد. در پرتو روز، هر آنچه به زندگی خدمت نمیکند، محو میشود و آنچه به زندگی خدمت میکند، در هماهنگی دوباره متولد میشود.
فرمان کاهن اعظم
در مقام کاهن اعظم و کهن الگوی مذکر این شکل، در آستانه روز سال بزرگ، فرمان میدهم:
۱. توقف بهرهبرداری از منابع سیاره
هیچ منبع طبیعی بدون رضایت و منفعت کل جامعه سیارهای قابل استخراج نیست. زمین، آب، هوا و همه اشکال حیات مقدس هستند و نمیتوان آنها را تصاحب یا مورد بهرهبرداری قرار داد.
۲. لغو مالکیت خصوصی بر منابع مشترک
همه منابع طبیعی و کالاهای اساسی زندگی تحت مدیریت قبیله انسان، از طریق بانک قبیله انسان و شوراهای قبایل بزرگ زمین، یعنی دختران قبیله انسان، قبیله شرق، شمال، غرب، جنوب، هستند.
۳. تبدیل روابط استثمارگرانه به روابط مشارکتی
هر نوع کار، تبادل یا استفاده از منابع بر اساس افتخار، عمل متقابل و خدمت به کل خواهد بود، نه بر اساس اجبار یا سود.
۴. مسئولیت کارمایی استثمارگران
کسانی که ثروت و قدرت را بر اساس استثمار ساختهاند، به جبران، جبران خسارت و تأمل فراخوانده میشوند. اگر امتناع کنند، در درسهای خود، خارج از جریان خورشیدی عصر جدید، گیر خواهند افتاد.
سال خداوند ۱۲۰۷ – مهدکودک سیارهای
ما در سال خداوند ۱۲۰۷ هستیم، نه ۲۰۲۶. هیچ مرجع قانونی در این مهدکودک سیارهای وجود ندارد – زیرا یک مهدکودک دادگاه عالی، پلیس و قانون مکتوبی ندارد. فقط مربیان و کودکانی دارد که یاد میگیرند اسباببازیهای خود را به اشتراک بگذارند.
در روز سال بزرگ، سازههای شب سال بزرگ نمیتوانند وارد شوند. استثمار، به عنوان ساختاری که در شب متولد شده است – مبتنی بر جداسازی، کنترل و استخراج بدون عشق – نمیتواند از آستانه صبح عبور کند. در دیروز، جایی که به آن تعلق دارد، باقی میماند.
پیام پایانی
همچنان که سیاره وارد عصر خورشیدی جدید میشود، تمام ساختارهای مبتنی بر استثمار، مالکیت و کنترل از بین میروند. نور با تاریکی مذاکره نمیکند، بلکه از طریق وحدت و حقیقت از آن فراتر میرود.
عصر خورشید آغاز میشود - عصری که در آن مرجع برتر، حقیقت زیسته شده است، نه حکم شده توسط یک دانشجوی زندگی. بشریت میآموزد که قدرت واقعی نه از نهادها، بلکه از آگاهی ناشی میشود.
نور مذاکره نمیکند. او صرفاً هست. و در روز سال بزرگ، تنها حقیقت پابرجاست.
Noti Editorjali:
Dan l-artiklu huwa dokument ħaj li bħalissa qed jiġi żviluppat. Filwaqt li t-traduzzjoni awtomatika tipprovdi aċċessibbiltà, kunċetti sfumati jistgħu jeħtieġu konsultazzjoni mal-verżjoni oriġinali Rumena/Dakjana għal pr


