در اعصار شب، نور آگاهی در سکوت فرود آمد و بشریت معنای الهی خلقت را فراموش کرد. به دلیل این فراموشی، انواع سوءتفاهمهای مرتبط با خلقت، به ویژه در سطح کهنالگوهایی که در دو عصر گذشته معانی متفاوتی را در خلقت ایفا میکردند، پدیدار شد.
در مورد کهنالگوی زنانه، این نزول با از دست دادن امنیت در روز سال بزرگ، از دست دادن هویت در روز سال بزرگ، از دست دادن خود، از دست دادن اخلاق، از دست دادن عشق همراه بود و مجموع این از دست دادنها جوهر زنانه را مشخص کرد و نسخهای متضاد از روز سال بزرگ را به وجود آورد.
بدین ترتیب جادو متولد شد، نوعی دستکاری مختص این دو دوره از شب سال بزرگ، دو دورهای که در آنها آفرینش به هیچ وجه درک نمیشد، زن الهی که نمایانگر جوهر زنانه است و کهن الگوی زنانه که قدرت خود را برای تأثیرگذاری بر متضاد خود و فرزندانش (شاگردان این شکل انسانی، از طریق اغوا و بازیها) کشف کرد.
این توانایی تأثیرگذاری بر جمع مردان منحصراً به زنان الهی به عنوان یک کهن الگو تعلق دارد، نه به شاگردان این فرم، که نمیتوانند روی کسی جادو کنند، ارتباط آنها از طریق کهن الگوها انجام میشود نه مستقیماً با شاگرد دیگر و به خودی خود درسی برای شاگرد در جادوگری با کهن الگوهای این فرم ایجاد میکند، درسی که سطح آگاهی شاگرد را پایین میآورد.
کولهبار درسهای جادوگر یا ساحره با سطح یا آگاهی نشان داده میشود و رسیدن به دروازههای بهشت نشان دهنده انسدادهایی است که با جادوگری در مسیر تکامل آن ایجاد میشود.
همه شاگردان این فرم از طریق کهنالگوهای این فرم به خلقت متصل هستند، بنابراین نمیتوانند سایر شاگردان این فرم/طبقه از آگاهی را با جادوگری/نفرین هدف قرار دهند، و درسهای جادویی ایجاد شده در شب سال بزرگ، نشاندهندهی لنگری در آگاهی زنانه است که توسط دورههایی که از آنها ظهور کردهایم، نشان داده میشود، دورههایی که سطح آگاهی پایینتری نسبت به سطح آگاهی دورانی که وارد آن میشویم، داشتهاند.
خود این درسهای جادویی، شاگردان جادوگر را در حداقل سطوح آگاهی نگه میداشتند و از جنبهی زنانهی آگاهی استفاده میکردند و با کهنالگوی مردانهی این فرم که ۲۴۰۰ سال روی آن جادو میکردند، درسهایی برای آنها ایجاد میکردند، نور نقش محافظ سطح آگاهی را داشت.
از سوی دیگر، کهن الگوی مردانه، به عنوان یک مأموریت، باید نمایانگر نور میبود، و این حس نور، حاکی از بیعملی نسبت به درسهای این دو دوره بود، به دلیل این بارِ نمایانگر نور و ناتوانیِ نمایانگر سطح پایین آگاهی و انسدادهای این حس که توسط نقش نشان داده میشود، نفرین ظاهر شد که یک توانایی کهن الگویی است، به معنای توانایی منحصر به فردِ مذکرِ الهی، که نقشی به عنوان چوپان گله دارد که توسط کل نشان داده میشود، با این تفاوت که در شب سال بزرگ این معنا مبهم میشود.
از فهمهای به جا مانده از سال بزرگ، انواع سوءتفاهمهای مربوط به جنبههای معنوی پدیدار شدهاند، این جنبههای کهنالگویی در انواع مفاهیم، مانند شمنیسم که به آن جنبههای الهی نسبت داده است، مسیحیت و غیره، ادغام شدهاند.
نفرینهای دانشآموزان به سمت جمع و خود آنها فرافکنی میشود و نمیتواند به سمت دیگران فرافکنی شود، دانشآموزان توسط این مفهوم کهنالگویی از امر الهی که توسط چرخه تجربه به شکل انسانی در این مکتب سیارهای آگاهی نشان داده میشود، محافظت میشوند.
جادوگرانی که در حوزه هنرهای عرفانی خدمت میکنند، چوپان گله را از موعظه کردن یا راهنمایی دیگران در شب سال بزرگ منع کردهاند، به خصوص که آنها این هنرهای عرفانی را که قرار است فقط در روز سال بزرگ، جایی که سطح آگاهی زنانه در 0% آگاهی نیست، درک نمیکنند و از طریق راهنماییهایی که شاگردان این هنرهای عرفانی در شب سال بزرگ ارائه میدهند، درسهای جدی برای خود با کهنالگوهای این شکل، درسهای تمسخر کهنالگوها، درسهای فروش اتحاد الهی کهنالگوهای این شکل، درسهای مداخله در امور الهی، درسهای فریب دادن مشتریان با هنرهای عرفانی خورشید و غیره، ایجاد کردهاند.
در این مدرسه سیارهای، ما آگاهی را از طریق چرخه سال بزرگ، از دیدگاه انسانی، آموزش میدهیم. شناخت خود در این دو عصر، به ظاهر ما منجر شده است که منجر به سوء تفاهم از خود و درسهای درون این دو عصر از شب سال بزرگ شده است.
این درسها، دانشآموزان این فرم را در سطوح پایینتری از آگاهی، نسبت به سنی که وارد آن میشویم، نگه میدارد. به همین دلیل است که این درسها باید درک شوند تا دانشآموزان را از حماقت شب سال بزرگ و توهمات ایجاد شده در این شب، که دلالت بر ارتقاء آگاهی از طریق درک ساده از خلقت دارد، رهایی بخشند.
اشکال تاریکی بر خلقت در قلمرو معنوی متعدد است، آیینها، فرهنگها، معلمان، سازندگان بازی، هنرهای عرفانیِ سوءتفاهمشده، دین و غیره.
در این زمان از سال بزرگ، از آنجایی که ماده الهی نقش خود را ایفا نمیکند، ما کاهنه اعظم نداریم. من هیچ کاهنه ای، نه والا و نه پست، نساختهام، به خصوص در زمینهای که نماینده شیاطین، تنها کسی که میتواند این نقش را به دست آورد، در تار عنکبوت درسهایی که خودش ساخته است، گرفتار شده است.
بنابراین، تمام عناوین کاهنان اعظم، کاهنان دون پایه، جادوگران، جادوگران کوچک، جادوگران والامقام، کاهنان زنبور عسل، کاهنان اژدها و غیره توسط من به عنوان کاهن اعظم سال بزرگ لغو میشوند، به خصوص در زمینهای که فقط یک خورشید و یک ماه داریم و این عنوان کاهنان اعظم در واقع متعلق به ماه است، نه فرزندانش.
در حال حاضر، گروه زنان هیچ کاهنی برای خدمت به خلقت ندارد، بلکه برعکس آن را دارد، به خصوص در زمینهای که کل گروه زنان سطح آگاهی دوران گذشته را دارد.
الوهیت توسط کهنالگوهای این شکل نشان داده میشود، نه توسط شاگردان این شکل. صحبت کردن به نام الوهیت به طور ضمنی درسهایی را برای این شاگردان ایجاد میکند، که مطمئناً به نام من به عنوان یک کهنالگو صحبت نمیکنند.
شاگردانی که از طرف روحی که به عنوان کهنالگوی این شکل نمایندگی میکنند صحبت میکنند، از طرف شب و درسهای آن که در خودشان منعکس شده است صحبت میکنند، که نشان دهنده سطح آگاهی آنها و درسهایی است که در آن هستند، به ویژه در زمینهای که نور در این دو دوره در خدمت عدم عمل است، جایی که تاریکی در خدمت عمل است، و این همان چیزی است که آنها را به ایجاد این تاریکی ترغیب میکند. آنها از هنرهای بسیار باستانی استفاده میکنند که حتی آنها را نمیفهمند.
جادوگران و ساحرهها هیچ راهنمایی برای کسی نیستند، به خصوص به این دلیل که قادر به هدایت خود در درسهای زندگی و زمان نیستند. تمام این حماقتهای ایجاد شده، نشان دهنده ناتوانی این دانشآموزان در هدایت خود است، به خصوص وقتی که پای کهنالگوهایی در تاریکی در میان باشد که آنها برای بقا میفروشند.
فرمان کاهن اعظم
در مقام کاهن اعظم و کهن الگوی مذکر این شکل، در آستانه روز سال بزرگ، فرمان میدهم:
۱. ابطال تمام عناوین جادویی
تمام عناوین کاهنان اعظم، کاهنان دونپایه، جادوگران، ساحران، کاهنان اژدها، کاهنان زنبور عسل یا هر عنوان دیگری که در شب سال بزرگ ایجاد شده باشد، باطل و بیاعتبار اعلام میشود. تنها کهنالگوهایی که بر انرژی معنوی تسلط دارند، خورشید و ماه هستند - نه شاگردان این فرم.
بنابراین، در دروازههای بهشت، تمام عناوین اعطا شده الهی و اعمال جادویی که در شب سال بزرگ ایجاد میشوند، معنای خود را از دست میدهند. آنها هرگز چیزی جز درسهای تاریکی نبودهاند - تلاشهای شاگردان برای تقلید چیزی که نمیفهمند، بدون اینکه هیچ تسلط واقعی بر خلقت داشته باشند.
۲. توقف اعمال جادویی
هرگونه عمل جادو، جادوگری، نفرین یا آیینی که شامل دستکاری انرژیهای سایر دانشآموزان باشد، وهمآلود اعلام میشود. دانشآموزانی که به این اعمال ادامه دهند، در درسهای خود محبوس خواهند ماند و قادر به پیشرفت در آگاهی نخواهند بود.
جادوگران و ساحرههایی که معتقد بودند میتوانند انرژی، نفرینها یا سرنوشت دیگران را دستکاری کنند، در واقع در تکامل خود انسداد ایجاد کردهاند.
در نظام حقوقی عصر جدید، حق راهنمایی دیگر یک عنوان خودساخته یا یک موقعیت نهادی که یک شبه اختراع شده باشد، نیست. زیرا هیچ کس نمیتواند به نام الوهیت عمل کند یا صحبت کند بدون اینکه فوراً موانع تکاملی بزرگی را در مسیر خود قرار دهد، مگر اینکه عمل او از یک آگاهی خالص سرچشمه گرفته باشد.
شاگردان این شکل انسانی اجازه معنوی برای هدایت دیگران را ندارند، به خصوص زمانی که شاگردی که سعی در راهنمایی دارد، خود در هزارتوی درسهای اشتباه خود گم شده باشد. تلاش برای هدایت ارواح دیگر در حالی که خودتان در چگالی خود گیر کردهاید، واکنش زنجیرهای از آسیب، انحراف از هندسه خالص مدرسه سیارهای را ایجاد میکند. در روز سال بزرگ، این راهنمایی نادرست تمام حمایت انرژی را از دست میدهد و معلمان دروغین را در درجه اول با عقبماندگیهای خود روبرو میکند.
۳. یکپارچگی مجدد از طریق درک
کسانی که در این اعمال دخیل بودهاند محکوم نمیشوند، بلکه به درک فراخوانده میشوند. درسهایی که در شب ایجاد میشوند دشوار هستند، اما میتوانند از طریق آگاهی و کنار گذاشتن توهمات جادویی به پایان برسند.
شاگردان دیگر نیازی به آیینها، طلسمها یا وردها ندارند - آنها فقط به خودشناسی و ارتباط مستقیم با منبع، بدون واسطهها، بدون سلسله مراتب اختراع شده، بدون عناوین غصب شده و به ویژه بدون توهمات جادوگری نیاز دارند.
۴. مسیر حقیقی خود
تنها راه تکامل در روز سال بزرگ، خودشناسی است، نه دستکاری دیگران. دانشآموزان فراخوانده میشوند تا نور درونی خود را بدون واسطهها، آیینها یا هنرهای عرفانیِ سوءتفاهمشده، دوباره کشف کنند.
هر آنچه بر اساس توهم، ترس و کنترل ساخته شده باشد، از بین میرود. و آنچه باقی میماند، نور خالص آگاهی خودتان است.
سال خداوند ۱۲۰۷ – مهدکودک سیارهای
ما در سال خداوند ۱۲۰۷ هستیم، نه ۲۰۲۶. هیچ مرجع قانونی در این مهدکودک سیارهای وجود ندارد – زیرا یک مهدکودک دادگاه عالی، پلیس و قانون مکتوبی ندارد. فقط مربیان و کودکانی دارد که یاد میگیرند اسباببازیهای خود را به اشتراک بگذارند.
در روز سال بزرگ، سازههای شب سال بزرگ نمیتوانند وارد شوند. جادوگری و جادو، به عنوان سازههایی که از سوءتفاهم کهنالگوها زاده شدهاند، نمیتوانند از آستانه صبح عبور کنند. آنها در دیروز، جایی که به آن تعلق دارند، باقی میمانند.
پیام پایانی
همچنان که سیاره وارد عصر جدید خورشیدی میشود، تمام ساختارهای مبتنی بر توهم، دستکاری و ترس از بین میروند. نور با تاریکی مذاکره نمیکند، بلکه از طریق وحدت و حقیقت از آن فراتر میرود.
عصر خورشید آغاز میشود - عصری که در آن مرجع برتر، حقیقت زیسته شده است، نه حکم شده توسط یک دانشجوی زندگی. بشریت میآموزد که قدرت واقعی نه از نهادها، بلکه از آگاهی ناشی میشود.
نور مذاکره نمیکند. او صرفاً هست. و در روز سال بزرگ، تنها حقیقت پابرجاست.
Editorial Notas:
Kay qillqasqaqa kunan pacha wiñachisqa kawsaq qillqam. Kikinmanta tikrayqa yaykuy atiyta qun, matizada hamut'aykuna, ñawpaq rumano/ daciano kaqmanta tapuyta mañakunman hunt'asqa filosofía chiqan kananpaq.


