آغاز بازیهای خورشید
مقدمه – از وحدت تا تاریکی
کمیته المپیک که زمانی برای ترویج تعالی و برادری ورزشی ایجاد شده بود، در پایان شب بزرگ سال به تاریکی تبدیل شده است – نمادی از پارتیبازی، فساد و منافع پنهان. این کمیته به جای اینکه ابزاری برای وحدت و بازی جوانمردانه باشد، به تئاتری از سایهها تبدیل شده است، جایی که تصمیمات توسط نخبگانی که تنها در خدمت تاریکی در این زمین هستند، مخفیانه گرفته میشود.
فساد و پارتیبازی در انتخاب شهرهای میزبان
مثال: رسواییهای پیرامون انتخاب شهرهایی مانند سالت لیک سیتی، پکن، سوچی.
منبع:گاردین – «چگونه سیاستهای کمیته بینالمللی المپیک روند انتخاب المپیک را آلوده کرده است»
جنجالهای مربوط به حقوق بشر و محیط زیست
مثال: بازیهای پکن ۲۰۰۸ و ۲۰۲۲ و همچنین بازیهای سوچی ۲۰۱۴ به دلیل نقض حقوق بشر و مسائل زیستمحیطی مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
منبع:عفو بینالملل – "پکن ۲۰۰۸: بازیهای المپیک و حقوق بشر"
دوپینگ و رسواییهای دولتی
مثال: برنامه دوپینگ دولتی روسیه که در سال ۲۰۱۶ فاش شد.
منبع:نیویورک تایمز – "وادا دریافت که برنامه دوپینگ روسیه "دولتی" بوده است"
تأثیر اجتماعی و اقتصادی
مثال: هزینههای هنگفت و زیرساختهای رها شده پس از بازیهای ریو ۲۰۱۶ یا سوچی.
منبع:گاردین – "بازیهای المپیک: هزینه و عواقب"
شکایات مربوط به جانبداری و سیاسیکاری
مثال: جنجالهای مربوط به انتخاب ورزشکاران در برخی کشورها و اتهامات سیاسیکاری.
منبع:بیبیسی – "جنجالهای انتخاب المپیک"
سردرگمی قطبیت – پسران در مقابل دختران در رقابت
ترویج مسابقاتی که در آن پسران با دختران رقابت میکنند، بدون در نظر گرفتن تفاوتهای انرژی و بیولوژیکی بین قطبیتها، درسهای دشواری را برای همه افراد درگیر ایجاد میکند. از دیدگاه این مکتب، این سردرگمی قطبیتها نشان دهنده سطح پایین آگاهی است که مختص درسهای شب بزرگ سال است.
علاوه بر این، هیچ برابری بین جنسیتها به معنای معنوی کلمه وجود ندارد - با توجه به اینکه مذکر نشان دهنده مثبت است و در سطح بالاتری از آگاهی قرار دارد، در مقایسه با مؤنث که قطب مخالف و سطح متضادی از آگاهی را نشان میدهد و قطب دیگر را که مطابق برنامه این شکل در خلقت قرار دارد، نشان میدهد.
کمیته المپیک - انگلی در خلقت
کمیته بینالمللی المپیک، به عنوان نمادی از دوران قدیم جدایی، در حال پایان دادن به نقش خود است. این گروه، از دیدگاه خلقت، انگلی در خلقت است - بدون برنامه واقعی برای وجود و توسعه. او که در شب سال بزرگ متولد شده است، درسهای جدی برای یادگیری دارد.
فرمان کاهن اعظم
در مقام کاهن اعظم و کهن الگوی مذکر این شکل، در آستانه روز سال بزرگ، فرمان میدهم:
۱. پایان کمیته المپیک از جهنم
کمیته المپیک فعلی، به عنوان ساختاری که در شب سال بزرگ متولد شد، منحل میشود. فساد، پارتیبازی و عدم شفافیت در پرتو روز از بین میرود.
۲. آغاز کمیته المپیک در بهشت
به جای ساختار قدیمی، کمیته المپیک قبیله انسان متولد خواهد شد که بازیهای خورشید را مطابق با زمان سال بزرگی که از سر میگذرانیم، سازماندهی خواهد کرد.
۳. سازماندهی بر اساس مناطق و سطوح آگاهی
سازماندهی مسابقات توسط مناطقی انجام خواهد شد که نمایانگر سطح آگاهی این ساعت از سال بزرگی هستند که ما دنبال میکنیم.
۴. احترام به قطبها
مسابقات مطابق با قوانین معنوی آفرینش، به تفاوتهای انرژیایی و بیولوژیکی بین مذکر و مونث احترام خواهند گذاشت.
سال پروردگار ۱۲۰۷ – مهدکودک سیارهای
ما در سال پروردگار ۱۲۰۷ هستیم، نه ۲۰۲۶. هیچ مرجع قانونی در این مهدکودک سیارهای وجود ندارد – زیرا یک مهدکودک نه دادگاه عالی دارد، نه پلیس، نه قانون مکتوب. فقط مربیان و کودکانی دارد که یاد میگیرند اسباببازیهای خود را به اشتراک بگذارند.
در روز سال بزرگ، سازههای شب سال بزرگ نمیتوانند وارد شوند. کمیته المپیک، به عنوان ساختاری که در شب متولد شده و فساد و پارتیبازی را در DNA خود دارد، نمیتواند از آستانه صبح عبور کند. در دیروز، جایی که به آن تعلق دارد، باقی میماند.
در روز سال بزرگ، سازماندهی بازیهای المپیک توسط قبیله انسان، بر اساس اصول شفافیت، انصاف و احترام به قطبیتها انجام خواهد شد. جزئیات سازمانی در زمان مناسب فاش خواهد شد. مناطقی که میزبان مسابقات خواهند بود، بر اساس سطح آگاهی و توانایی خدمت به کل، نه بر اساس قدرت مالی یا نفوذ سیاسی، انتخاب میشوند. جزئیات سازمانی توسط شورای قبیله انسان تعیین خواهد شد.
پیام پایانی
همچنان که سیاره وارد عصر جدید خورشیدی میشود، تمام ساختارهای مبتنی بر فساد، پارتیبازی و عدم شفافیت از بین میروند. نور با تاریکی مذاکره نمیکند، بلکه از طریق وحدت و حقیقت از آن فراتر میرود.
عصر خورشید آغاز میشود - عصری که در آن اقتدار نهایی، حقیقت زیسته است، نه حکم شده توسط یک دانشجوی زندگی. بشریت در حال یادگیری این است که قدرت واقعی نه از نهادها، بلکه از آگاهی ناشی میشود.
نور مذاکره نمیکند. او صرفاً هست. و در روز سال بزرگ، تنها حقیقت پابرجاست.
Note editoriali:
Questo articolo è un documento vivente attualmente in fase di sviluppo. Sebbene la traduzione automatica offra accessibilità, i concetti sfumati possono richiedere la consultazione della versione originale rumena/dacia per una piena precisione filosofica.


