پایان شرکتها در شب سال بزرگ – درس سود بیروح
مقدمه – معابد سود
در شب سال بزرگ، هنگامی که نور عقبنشینی کرد تا بشریت بتواند درسهای جدایی خود را بیاموزد، ساختارهایی متولد شدند که نه در خدمت زندگی، بلکه در خدمت قدرت بر زندگی بودند. در طول ۱۰۰ سال گذشته، بشریت با نزدیک شدن به روز سال بزرگ، تکامل شتابندهای از آگاهی را پشت سر گذاشته است. با وجود این تکامل، تقسیمبندیهای شب، تقسیمبندیهای دیگری را ایجاد کردهاند. بنابراین شرکتها از تاریکی ظهور کردند – معابد سود، که نه برای خیر کل، بلکه برای تغذیه نفس جمعی این جهان ایجاد شدهاند.
این نهادها خود را خدایان اقتصاد جا زدهاند و بر پشت سیاره، منابع و روحها امپراتوری میسازند. آنها آفرینش را به محصول، عشق را به بازاریابی و نور را به سرمایه تبدیل کردهاند. به نام پیشرفت، رکود را به ارمغان آوردهاند، به نام نوآوری، کنترل را پرورش دادهاند و به نام زندگی، مرگ را به سلاح تبدیل کردهاند.
درس شرکتها
از طریق این ساختارها، بشریت عواقب فراموشی را تجربه کرده است: فساد آفرینش، انحراف انرژیهای مقدس، تبدیل تمدن به سلاح و بیگانگی روح.
هر شرکت به یک موجود پرانرژی جمعی تبدیل شده است، یک آگاهی مصنوعی که با ترس، اعتیاد و میل تغذیه میشود - جدا از منبع الهی.
بنابراین، در مکتب سیارهای، این موجودیتها به عنوان درس نهایی مالکیت مطرح شدهاند: وقتی چیزی در خلقت حق حیات خود را مطالبه میکند، از کل جدا میشود و در سایه خود فرو میرود.
روز سال بزرگ - بسته شدن ساختارهای شب
در روز سال بزرگ، هیچ شرکتی که در شب ایجاد شده باشد، مشروعیت بیشتری در برابر خورشید ندارد. تمام اشکالی که بر اساس انرژی کاذب ساخته شدهاند - بر اساس پول بیارزش در روز سال بزرگ، بر اساس استثمار و دروغ - در نور حل میشوند.
ارزهای آنها، نمادهای جدایی، در نظم خورشیدی هیچ ارزشی ندارند، زیرا ارزش واقعی خود زندگی است. زمینها، منابع، روحها - همه متعلق به کل، یعنی به این مکتب سیارهای آگاهی هستند. و این مکتب سیارهای نه زمینها را بیگانه کرده و نه ایجاد این شرکتها را مجاز دانسته است - آنها به خودی خود، درسهایی هستند که توسط آنها با کل ایجاد شدهاند، به خصوص که آنها هیچ چارچوب قانونی در سال خداوند ۱۲۰۷ که در آن هستیم، ندارند.
کشورها در این مکتب سیارهای هیچ اختیاری ندارند - آنها نه روح دارند و نه سرزمین. آنچه خلق شده است، تنها درسهایی در این شب سال بزرگ است.
تبدیل و غربال
برخی از ساختارها که جرقهای از نور را در خود حمل میکنند، میتوانند تبدیل شوند: به بخشهایی از کل تبدیل شوند، با نقشی روشن - در خدمت زندگی، آموزش، شفا، هماهنگی سیارهای.
با این حال، بقیه، آنهایی که همچنان در خدمت توهم قدرت و سود هستند، در مسیر کارمایی خود عقب نگه داشته میشوند و از طریق فروپاشی میآموزند که قانون تعادل کیهانی به چه معناست.
کسانی که به نظام جمعی تاریکی خدمت کردهاند، مجازات نمیشوند، بلکه به تأمل و فرضیهپردازی فراخوانده میشوند. زیرا هر روحی درس خود را از طریق آگاهی و با بازگشت به نور خواهد پرداخت - در غیر این صورت گرفتار درسهای این تقسیمبندیها خواهد شد، درسهایی که دانشآموزان را در سطح آگاهی پایینتر از حداقل دورانی که وارد آن میشویم، نگه میدارد.
آسیب وارد شده به کل
آسیب وارد شده به کل، که توسط این مکتب سیارهای نمایندگی میشود، در ۱۰۰ سال گذشته بسیار زیاد بوده است. ایده فروش اطلاعات دانشآموزان این مدرسه سیارهای به گروههایی که در شب سال بزرگ ایجاد شدهاند (سرویسهای مخفی، کشورها و غیره) نشان دهنده یک درس جدی است - درسی از دخالت دانشآموزان کل و نوعی خیانت به خانواده سیارهای. درسهای شرکتها - جنگلزدایی، ویرانی این مدرسه سیارهای - تاریکی شب سال بزرگ را برجستهتر میکند.
نتیجهگیری
پایان شرکتها، پایان اقتصاد مبتنی بر ترس است. در چرخه جدید خورشیدی، دیگر تولیدکننده و مصرفکنندهای وجود ندارد - فقط خالقان وجود دارند. خلقت به عملکرد الهی خود باز میگردد: خدمت به زندگی، نه استثمار آن.
بنابراین، قدرت تاریک شرکتها از بین میرود و جای آنها را جوامع خورشیدی میگیرند، که در هدف و ارتعاش متحد هستند و در طنین با کل خلق میکنند.
این آفرینش شب سال بزرگ به بشریت خدمت نمیکند و جایی در نظم خورشیدی ندارد. در پرتو خورشید سال بزرگ، تنها آنچه در خدمت زندگی و کل است، باقی میماند.
فرمان کاهن اعظم
در مقام کاهن اعظم و کهن الگوی مذکر این شکل، در آستانه روز سال بزرگ، فرمان میدهم:
۱. انحلال شرکتهای شبانه
بدینوسیله کلیه شرکتهایی که در شب سال بزرگ ایجاد شدهاند، منحل اعلام میشوند. آنها دیگر هیچ گونه اقتدار یا مشروعیتی در عصر جدید خورشیدی ندارند.
۲. بازگرداندن منابع
تمام منابع طبیعی، زمینها و کالاهایی که از طریق بهرهبرداری انباشته شدهاند، به جوامع بازگردانده شده و تحت مدیریت قبیله انسان قرار خواهند گرفت.
۳. تبدیل ساختارها با نور
شرکتهایی که بارقهای از نور را حمل میکنند، میتوانند به بخشهایی از کل تبدیل شوند که در خدمت زندگی، آموزش، شفا و هماهنگی سیارهای باشند.
۴. غربال کردن و مسئولیت
کسانی که به این ساختارها خدمت کردهاند محکوم نیستند، بلکه به تأمل فراخوانده شدهاند. درسهایی که در شب قدر آموخته میشوند سخت هستند، اما روح را برای ابدیت تعریف نمیکنند.
سال خداوند ۱۲۰۷ – مهدکودک سیارهای
ما در سال خداوند ۱۲۰۷ هستیم، نه ۲۰۲۶. هیچ مرجع قانونی در این مهدکودک سیارهای وجود ندارد – زیرا یک مهدکودک نه دادگاه عالی دارد، نه پلیس، نه قانون مکتوب. فقط مربیان و کودکانی دارد که یاد میگیرند اسباببازیهای خود را به اشتراک بگذارند.
در روز سال بزرگ، سازههای شب سال بزرگ نمیتوانند وارد شوند. شرکتها، به عنوان ساختارهایی که در شب متولد شدهاند و سود و استثمار بیروح را در DNA خود حمل میکنند، نمیتوانند از آستانه صبح عبور کنند. آنها در دیروز، جایی که به آن تعلق دارند، باقی میمانند.
پیام پایانی
همچنان که سیاره وارد عصر خورشیدی جدید میشود، تمام ساختارهای مبتنی بر استثمار، سود و ترس از بین میروند. نور با تاریکی مذاکره نمیکند، بلکه از طریق وحدت و حقیقت از آن فراتر میرود.
عصر خورشید آغاز میشود - عصری که در آن مرجع برتر، حقیقت زیسته شده است، نه حکم شده توسط یک دانشجوی زندگی. بشریت میآموزد که قدرت واقعی نه از نهادها، بلکه از آگاهی ناشی میشود.
نور مذاکره نمیکند. او صرفاً هست. و در روز سال بزرگ، تنها حقیقت پابرجاست.
Redakcijos pastabos:
Šis straipsnis yra gyvas dokumentas, šiuo metu kuriamas. Nors automatinis vertimas suteikia prieinamumą, niuansuotas sąvokas gali reikėti peržiūrėti originalią rumunų / dakų kalbos versiją, kad būtų visiškai filosof


