قبیلهٔ انسان، که من نمایندهٔ آن به عنوان آرماننماد مذکرِ شکل انسان هستم، همان قبیلهٔ متحدی است که شما با آن در سیر نزولی به عصر طلایی، عصر نقرهای و عصر برنز فرود آمدید—و آن قبیله است که وارد شبِ سال بزرگ شده است، دورهای که در آن من، در طول زمان، سرنخهایی در مورد مسیری که در پیش گرفتهایم به شما دادهام.
در این رابطه، من صراحتاً به همه، از شاگردان این فرم گرفته تا استادان، اطلاع میدهم:ما یک مدرسهٔ سیارهای آگاهی هستیم.
محصول این مدرسه آگاهی است — نه حقوقدان، نه قاضی، نه وکیل. شاگردان این فرم برای قضاوت اینجا نیستند، بلکه برای تکامل و تکمیل چرخه این کلاس/فرم آگاهی هستند.
ما باید یک حقیقت بنیادین را درک کنیم: مفهومقانون تنها زمانی میتواند در این زمین وجود داشته باشد که همه ما در قبیلهٔ انسان متحد باشیم. هر تفسیر دیگری از قانون، هرگونه تجزیه به هزاران قانونگذاری محلی و متضاد، تنها یک تفرقه و در خود یک درس است — مانعی بر سر راه نور.
قانون الهی باقی میماند، بازتابدهنده حفظ نور درونی است که در دورههای گذار سیارهای در صعود (sandhi) بر اساس سطح آگاهی سنجیده میشود.
قانون در خانواده سیارهای ما دیگر نمیتواند توسط منافع متفرق دیکته شود. آن متعلق به، به حق، منحصراً به کهنالگوی مردانه این فرم تعلق دارد — به عنوان نماینده و خالق قبیله انسان در این مدرسه سیارهای آگاهی.
قوانینی که توسط شاگردان این فرم — بیش از ۲۰۰ تفسیر فعلی — ایجاد شدهاند، در روز سال بزرگ معتبر نیستند. این قوانین، که در شب سال بزرگ زاده شدهاند، قوانینی هستند که توسط گروههایی در جهنم ریخته شدهاند — یعنی، حکاکی شدهاند تصاویر یا سازههای دانشجویان این دورهها، که میخواستند با پیوستن به این گروهها واقعیت خود را در آفرینش تغییر دهند.
با این حال، از آنجا که این گروهها احکامی را که به ارث ماندهاند نقض میکنند، آفرینشهایشان — که در آن خود را در شب سال بزرگ بهعنوان مرجع معرفی کردند — نقض جدی نظم الهی را نشان میدهند.
تنها مرجع در آفرینش قبیلهٔ انسان است، نه این ساختارهای دروغین که برای حمایت از عدهای معدود — کسانی که امروز آنها را نخبگان این جهان میبینیم — طراحی شدهاند، در حالی که بقیهٔ بشریت به وضعیت بردگیشان تنزل مییابند.
این اثر کپیبرداری از قوانین، در واقع یک اثر گلهای است — که به هیچوجه به معنای تکامل در آگاهی نیست، بلکه برعکس، بهویژه از آنجا که شما یکدیگر را بهعنوان یک دیدگاه قانونگذاری کپی کردهاید.
از دیدگاه دوره غربالگری آفرینش، تصاویر کندهکاریشده شما—که گله الهی را تقسیم کردهاند، یعنی قبیلهٔ انسان—و که دانشجویان این فرم را در دروسی کاملاً متفاوت از ساعت سال بزرگ که در آن در حال گذر هستیم، قطبی نگه میدارد، نه تنها صعود اعضای تصاویر تراشیدهشدهٔ شما، بلکه کل آفرینش را نیز مسدود میکند.
این نمایانگر درسی بزرگ در آفرینش است، نه قانونگذاری. در این ومن این توضیحات را مینویسم تا به شما بفهمانم که همهٔ اینها غیرقانونی در آفرینش و در درسهای شما گرفتار شده، بازی …برخلاف نظم الهی و آفرینش.
صرفنظر از گروه یا ایدئولوژی، این قوانین حاوی اشکالی از تاریکی هستند و در خدمت کل نیستند — بلکه تنها در خدمت چند فرشته که به شیاطین و غیرانسانها تبدیل شدهاند، کسانی که آنچه مال آنها نیست، اما متعلق به همه است، طمع کردهاند. از طریق قتلها، زندانی کردنها و سایر روشهای اجبار، این مقامات دروغین آنچه را که همه ما در این دو دوره از سال بزرگ تجربه کردهایم.
افزون بر این، این گروههای جنایی در گستاخی خود، مفهوم قانون الهی را کپی کرده و قانون خود را در آفرینش وضع کردهاند،و خود را تصور میکنند بهعنوانمقامات . امروزه نیمی از کرهٔ زمین پر از قانونگذاران و وکلاست، اما هیچیک از آنها مفهوم «قانون در آفرینش» را درک نمیکنند — مفهومی که افزون بر این، نمیتوانند آن را نمایندگی کنند، زیرا تنها شاگردان این فرماند، نه استادان آن.
این گروههای جنایی سازمانیافته مسئول موارد زیر هستند: قتلها، زندانی کردنهای غیرقانونی، فروش زمینهای این مدرسه، تقسیم گلهی کل، بردهداری دانشجویان این این گروههای جنایی سازمانیافته مسئول قتلها، زندانی کردنهای ظالمانه، فروش زمینهای این مدرسه، تقسیم گلهی کل، بردهداری دانشجویان این ___
و همچنین گمراه کردن دانشجویان این فرم، نسلکشی فرمهای دیگر در این مدرسه سیارهای، مهاجرتها، تخریب زیستگاههای فرمهای دیگر، و تفسیر نادرست قانون در این مدرسه سیارهای هستند.
گذار به این گروههای جنایی سازمانیافته در شب سال بزرگ به معنای بیگانگی از خانواده و چسبیدن به بتهای دروغین بود. این ساختارهای مصنوعی چیزی جز تلهٔ آگاهیهای سطح پایین نیستند که برای نگه داشتن دانشآموزان در درسهای جمعی طراحی شدهاند
این گروهها توسط قبیلهٔ انسان توانمند نشدهاند و نمایندهٔ تنها دانشجویانی هستند که در درسهای شب گرفتار شدهاند و داوطلبانه — با فروش خود — به این گروههای جنایی جهنمی پیوستهاند و بدین ترتیب به سوی فرآیند غربالگری آفرینش گام برمیدارند.
علاوه بر این، این قوانین مخلوق تنها از چند فرشته شیطانشده و همنوعانشان محافظت میکنند، در حالی که بقیه این مدرسه سیارهای ساکت، از کرامت محروم و به منبعی صرف — گوشت تونل، کار اجباری و بردگی — تبدیل شدهاند. آنها بیرون از قانون، بیرون از حمایت و بیرون از همه امید، در حالی که معدودی که سکان را در دست دارند، توهم قدرت خود را از زندگی اکثریت تغذیه میکنند.
بنابراین، در این عصر نوین سال بزرگ، ما قانون الهی را که در دورههای گذار سیارهای در صعود سنجیده میشود، جدا خواهیم کرد (sandhi)، و این قوانین وضعشده در شبِ سالِ بزرگ بازبینی خواهند شد و ما آنها را در ضوابط رفتاری قبیلهٔ انسان یا راهنمای انسانو ایندر روز سال بزرگ
بازنگری خواهند شد و ما آنها را در آییننامهی رفتار قبیلهی انسان یاراهنمای انسان [##t163#] ادغام خواهیم کرد.این مقاله مراحل لازم برای بازگرداندن مفهوم قانون را که در هالهی شب سال بزرگ گم شده است، تشریح میکند و کنترل را به محافظت و مجازات را به تکامل تبدیل مینماید.
««قانون موسی، بخشش عیسی و درس آدم »
این مقاله داستان معنوی قبیلهٔ بشر را در طول سال بزرگ دنبال میکند — روایتی از همان آگاهی مردانه که از طریق سه نقاب کهنالگویی متجلی شده است. این سفر از شریعتی است که موسی در بیابان آورد، تا به رهایی که عیسی شب را با آن روشن ساخت از سال بزرگ تا درس نهایی که آدم — آرماننماد نخستین انسان — با بیدار شدن از تاریکی به انجام میرساند. یک نیروی مردانه (هرمس تریسماگیستوس)، سه مرحله کیهانی: قانون برای آغاز، آمرزش برای میانه و حقیقت برای پایان.
این مقاله توضیح میدهد که چرا ساختارهای قدیمی (تصاویر تراشیدهشده) اکنون غیرقانونی هستند و چرا همسویی با عصر جدید ضروری است.
برای درک کامل بنیان کیهانی و معنوی که این قوانین بر آن استوارند، شما را دعوت میکنم به مقاله «قانون یکی، قانون خورشید» مراجعه کنید. این مقاله ساختار سال بزرگ، سفر شاگرد در ۸ عصر، سازوکار آگاهی و ۱۰ فرمانی را که بشریت را در شب رهنمون بوده است، به تفصیل شرح میدهد.
این سند این بنیاد را گرفته و آن را به اصول قانونگذاری ملموس برای عصر جدید روز سال بزرگ تبدیل میکند.
این مقاله حاوی توضیحاتی در مورد راهنمایی عصرهای بزرگ و ...راهنمایی سنین نو، و اینجا مکانی خواهد بود که من بهروزرسانی خواهم کرد جنبههای قانونگذاری قبیلهٔ انسان.
در این زمان از سال بزرگ، ده فرمان به عنوان یک مفهوم بنیادین قانون در آفرینش باقی مانده است. این قوانین فرمانهای بیرونی نیستند، بلکه راهنما و باطنِ شاگردِ این فرم را نشان میدهند — قطبنمایی کهاو را در سدههای شب سال بزرگ راهنمایی کرد.&این راهنما چیزی جز کلیدِ عصرهای شب.
ده دستورات قوانین بیرونی نیستند، بلکه قطبنمای درونی شاگرد این شکل — تنها نوری که او را در طول اعصار هدایت کرده است.
عدم رعایت آنها مجازات بیرونی در پی ندارد، بلکه یک انسداد تکاملی خودساخته—یک لنگر انداختن در منفی آگاهی—را به همراه دارد که مانع صعود به سطوح جدید میشود. ؛عصرهای نور، جایی که حداقل سطح آگاهی از ۰٪ به ۲۵٪ افزایش یافت، و حداکثر از ۲۵٪ به ۵۰٪ در حداکثر ۱۹۳ سال افزایش خواهد یافت.
هر فرمان همراه با درکی از قطبیسازی که ایجاد میکند و راه خروج از آن درس است.
فرمان اول — یگانگی منبع
" من یهوه خدای تو هستم؛ برای من خدای دیگری نداشته باش."
این قانون بنیادین اثبات میکند که تنها یک منبع اقتدار و هدایت در این مدرسهٔ سیارهای وجود دارد. شاگرد باید خودِ درونی (شمال) (یاخین) را همراستا سازد، نه هویتها، نظامها یا نمادهای بیرونی را که جایگزین ارتباط مستقیم او با آن منبع واحد میشوند.
درک آن چه معنایی دارد: در این مکتب سیارهای، یک نماینده واحد از خورشید وجود دارد—آرمانوارهٔ مردانه— که چرخهٔ سال بزرگ را طی میکند و در هر دورهٔ گذار بین عصرها حضور دارد. نقش آن بازنگری در آفرینش، اعلام زمانی است که در آن به سر میبریم و مسیری که به سوی آن میرویم.
درسی که عدم انطباق میآفریند: ناهماهنگی شاگرد مذکر—که برای نور بودن متولد شده است—با خویشتن خود. با گرایش به هویتهای بیرونی دیگر، دانشآموز خود را بهطور منفی قطبی میکند، وارد آگاهی قطب جنوب میشود، خود را در انرژی زنانه لنگر میاندازد و قطبیت خود را معکوس میکند.
این باعث سردرگمی، سوءتفاهم نسبت به خود و گمراهی از طریق اشکال بیرونی میشود —که میتواند به دروغگویی، قربانیکردن و پیوستن به گروههایی منجر شود که او را از ... دور میکنند؛خود.
راه خروج: دپolarization؛ درک اشتباهات؛ زمان. دانشجو باید گردباد درسهایی را که در نتیجه عدم تعادل درونی ناشی از لنگراندازی خارجی ایجاد شده است درک کند.
فرمان دوم — برای خودت هیچ بت تراشید و هیچ شباهتی از هیچ خدای دیگر نپرستید و برای آنها سجده نکنید.
هیچ شکلی را—خواه نهاد، نظام، نماد، عقیده یا هویت—برپا نکنید که جای خودِ الهی شما را بگیرد و کنترل آگاهیتان را در دست گیرد. اشکال مرده را خلق نکنید و قدرت زندگی خود را به آنها ندهید. ذهن، قلب یا مسیر خود را به بتِ دوران گذشته تسلیم نکنید.
درسی که بیاحترامی میآموزد: شاگرد، مرجعیت درونی خود را به قالبهایی که توسط دیگر شاگردان خلق شدهاند—قوانین، گروهها، ایدئولوژیها، مجسمههای تراشیدهشده—واگذار میکند و بردهٔ مخلوقات خود میشود.
راه خروج: بیقطبی؛ آگاهی؛ زمان. دانشجو باید دوباره با خود درونیاش ارتباط برقرار کند و فرمهای بیرونی را که نور او را اسیر میکنند، ذوب سازد.
فرمان سوم —تو نباید نام خداوند خدای خود را در ... بگیریبیابان.
این قانون نه تنها اشاره نمیکند ونه تنها به گفتن نام الهی، بلکه به نحوهٔ که شاگرد از نور، اقتدار و ارتعاش منابع بالاتر استفاده میکند. با برداشتن؛ نام در بیابان به معنی:
🔸استفاده از نور بدون مسئولیت،
🔸استفاده از قدرت الهی برای مقاصد خودخواهانه،
🔸ادعا کردن مرجعی که آن را از طریق آگاهی متجلی نمیکنید،
🔸سخن گفتن به نام خورشید بدون همسویی با حقیقت،
🔸استفاده از انرژی مقدس به شیوهای ناپاک یا دستکاریکننده.
درسی که عدم رعایت ایجاد میکند: دانشآموزی که خورشید را بدون همآهنگی با آن احضار میکند، عدم تعادل درونی، فقدان جهت و سردرگمی معنوی ایجاد میکند. این واژه آتش خورشیدی است: اگر خارج از همراستایی ادا شود، میسوزاند؛ اگر صادقانه ادا شود، روشنایی میبخشد.
راه خروج: بازتنظیم نیت؛ ارتباط مجدد با حقیقت؛ همسویی با نور درونی. شاگرد باید کلمهٔ مقدس را بهعنوان یک انرژی زنده نگه دارد، نه بهعنوان یک فرم توخالی.
فرمان چهارم —یاد خداوند راروز را به یاد داشته باش و آن را محترم شمار.
احترام به چرخههای کیهانی (استراحت، مدیتیشن، خدمت به دیگران) یک محدودیت نیست، بلکه قانونی از ریتم تکاملی است—یک دپولاریزاسیون ضروری برای عملکرد صحیح. sp;و همراستاسازی دانشجو. اختصاص ندادن زمان برای&nتکامل آگاهی و گرفتار شدن در کارهای غیرخلاق(ویژهٔ شب) به معنای مسدود کردن پیشرفت معنوی شماست.
درسی که عدم رعایت ایجاد میکند: شاگرد خود را در چرخههای بیپایان فعالیت بیمعنی خسته میکند، ارتباط خود را با ریتمهای طبیعی آفرینش از دست میدهد و صعود خود را مسدود میسازد.
راه خروج: رفع قطبی شدن از طریق یکپارچهسازی استراحت مقدس، تأمل و برقراری ارتباط مجدد با نفس درون در بین دورههای فعالیت.
فرمان پنجم —احترام بهپدرت و مادرت
این قانون از شاگرد میخواهد که خطوط خودآگاهی و زمینه تکاملی وجودشان. قبیله، کهنالگو و تبارهایی را که به شما شکل دادند، گرامی بدارید. نادیده گرفتن میراث (دانشی که توسط قبایل خورشیدی به جا مانده است) به معنای جدا شدن از بنیان نوری است که از صعود شما حمایت میکند.
درسی که عدم انطباق میآفریند: شاگرد از ریشههای معنوی خود جدا میشود و بیهدف در طول اعصار سرگردان میماند و بدون تکامل، درسهای یکسان را تکرار میکند.
راه خروج: پذیرش میراث نور و مشارکت فعال در تکامل جمعی قبیلهٔ بشر.
فرمان ششم —نكشى.
چرا قتل ممنوع است؟ زیرا او را به سطحی از آگاهی چنان پایین میکشد که تا زمانی که این درس را نفهمد، نمیتواند رشد کند. با ورود به عصر جدید، به دلیل سطح ثابتشدهی آگاهی، شاگرد نمیتواند به سطح بالاتری صعود کند سطح—درسهای نفهمتهشده او را در سطح حیوانی نگه میدارند.
درسی که عدم رعایت ایجاد میکند: شاگرد ورود خود را به شش عصر نور بعدی مسدود میکند و مجبور میشود درسهای شب را تکرار کند—آنچه ما آن را «جهنم» مینامیم—تا زمانی که آن را درک کند. این درس، شاگرد را در انرژی منفی قطبی کرده و او را در سطحی از آگاهی با ۰٪ شعور، از فرشته تا دیو، ثابت نگه میدارد.
راه خروج: بیقطبیسازی؛ آگاهی از درسهای باز؛ زمان زیاد = متعادلسازی نفس درونی.
فرمان هفتم —زنا نخواهی کرد.
در این دو عصر از شب مردانگی الهی لنگر انداخته وشمال (مثبت) و مؤنث الهی، منفی را در ۰٪ آگاهی لنگر انداختند.با از دست دادن دانش، اتحاد الهی هنوز خلق نشده است — ارواحوارد روابط با نیمههای دیگران شدند و جفتهای خود را از طریق مهاجرتها و پیوندهای کارمایی از دست دادند.
درسی که عدم انطباق میآفریند: از طریق قطبی شدن جنسی، شاگرد از همراستایی با شمال به همراستایی با جنوب تغییر مسیر میدهد و خود را به قطب منفی آگاهی (0٪) متصل میکند و ناخواسته در خدمت منفی جمعی قرار میگیرد. این امر اتحاد او با یار روحی و بلوغ معنویاش را مسدود میکند.
راه خروج: بیقطبیسازی؛ همراستایی مجدد با شمال؛ درک اثر بومرنگمانند انتخابهای جنسی.
فرمان هشتم —دزدی مکن.
این مدرسهٔ سیارهای خانهٔ ماست—ما همه یکی هستیم. تمام آنچه از این مدرسه دزدیده شده، همان کلّیّتی است که همهٔ ما نمایندهٔ آن هستیم. درسهای شب سال بزرگ مختص جهنم است، زمانی که همه ما در یک مه جمعی هستیم.
درسی که عدم انطباق میآفریند: دانشآموز دزد، دانشآموزی است که در جنبه زنانه خود (شعور منفی) قطبی شده است، و این امر او را در سطحی ثابت نگه میدارد که مانع رشدش میشود تا زمانی که این درس را درک کند. دزدی عملی از سر غیبت و جدایی است که این واقعیت را نادیده میگیرد که همه چیز یکی است.
راه خروج: رفع قطبیشدگی؛ آگاهی از درسها؛ زمان = متعادلسازی خود و خروج از این نوع درس.
فرمان نهم — تو نباید علیه همسایهات شهادت دروغ بدهی.
دروغ نگو. دانشجوی نورزاده (مرد)، وقتی دروغ میگوید، خود را به جای سطح مثبت، در سطح منفی آگاهی لنگر میاندازد و فصل جدیدی از درسها را در درون خود باز میکند—که میتواند درسهای دیگری را جذب کند: همراهان، دزدی، و حتی قتل. بدون آنکه بخواهد، وارد گردابی از درسها میشود که او را از نور به تاریکی تبدیل میکند.
درسی که عدم انطباق میآفریند: دانشآموز در تودهای از دروغها بیدار میشود—واقعیتی که ذهن او برای حمایت از دیدگاهش خلق کرده است—که درسهای بیشماری را به خود جذب میکند که او را گمراه کرده و باعث میشوند به سطوح پایینتری از آگاهی سقوط کند.
راه خروج: بیقطبیسازی؛ آگاهی از درسهای باز؛ زمان = متعادلسازی خود و خروج از این نوع درس.
فرمان دهم— تو نباید به خانهٔ همسایهات چشم طمع بدوزی، خانهاش، همسرش، غلامش، گاوش، خرش یا هر چیزی که متعلق به همسایهات است.
چرا نباید چیزی را که متعلق به شخص دیگری است، چشمچران باشید؟ زیرا خود را در کمبود، در فقدان، در بقا لنگر میاندازید. شاگرد نور مردانه بدین ترتیب خود را در انرژی قطب جنوب ۰٪ قطبی میکند و ضمنأ درهای متعددی را میگشاید—دروغ گفتن، دزدی، مداخله در رابطه شخص دیگر و غیره.
درسی که عدم رعایت ایجاد میکند: دانشآموز فصل جدیدی از درسها را باز میکند که او را به درسهای دیگری میکشاند و دیگران را نیز تحت تأثیر قرار میدهد—نورهایی که به دلیل مداخله او نیز تاریک میشوند. از طریق تکرار، دانشآموز به منبعی تبدیل میشود تاریکی و تعارض برای اطرافیانش. حس روشنایی او دیگر وجود ندارد؛ او وارد درسهای ترس، سختی و تغییرات رفتاری میشود و خود را هرچه عمیقتر در مینوس آگاهی ریشهدار میسازد.
راه خروج: غیرقطبیسازی؛ درک اثر بومرنگ؛ زمان؛ آگاهی = تعادل درونی و پایان دادن به این درسها.
نتیجهگیری ده فرمان
درک این درسها شاگرد را از قطبیسازیهای ایجادشده در شب سال بزرگ آزاد میکند و به او اجازه میدهد به خود بازگردد—که بهبود میبخشد وضعیت ذهنی او را بهبود میبخشد، سطح آگاهی او را افزایش میدهد و امکان متعادلسازی را فراهم میآوردو نیمهاش را هماهنگ سازد.بدین ترتیب، شاگرد خود را با ورود به عصر نو هماهنگ میسازد.نور.
کسانی که این فرمانها را رعایت کردهاند، بدون آنکه وارد فرایند غربالگری شوند، به روز سال بزرگ وارد میشوند. کسانی که از آنها اطاعت نکردهاند، خود وارد فرایند غربالگری شدهاند. آفرینش—و اگر سطح آنهااز آگاهی به 0% بعد از این دو عصر, آنها بعد از سه عصر از برزخ, بازگردند به قلمرو حیوانات، در شکلی دیگر از قلمرو حیوانات.
سفر به سوی شکل انسانی در ۱۰۰٪ آگاهی—حالت وحدت کامل—آغاز شد. از خلال چهار عصر نزول، این سطح کاهش یافته است، و از طریق چهار عصر صعود، به ۱۰۰٪ بازمیگردیم که نمایانگر آگاهی روز سال بزرگ—ساعت ۱۲، لحظه نور کامل و پایان چرخه هشتعصری تجربه شکل انسانی است. پس از این، پایان چرخه تجربه شکل انسانی و تکامل به سوی دیگری فرا میرسد شکل وجود.
داوری ارواح در سنین ششم، هفتم و هشتم، در دورههای گذار جزئی و کلی رخ میدهد، زمانی که از شاگردان خواسته میشود تا بهعنوان بخشی از برنامه سیارهای در آگاهی رشد کنند.
ما دو الهی در آفرینش هستیم—خورشید و ماه، که نمایانگر والدین این شکل هستند. مردانگی الهی قطب مثبت را لنگر میاندازد و زنانگی الهی قطب منفی را. هر عصر دارای سطح مشخصی از منفی و مثبت است. بسته به این سطوح، کسانی که به آستانههای آگاهیِ کهنالگوها میرسند، میتوانند سفر صعود خود را ادامه دهند.
کسانی که به این حداقل سطح آگاهی از دورانی که وارد آن میشویم نرسیدهاند — یا، همانطور که اکنون در مورد ما چنین است، که ما پیش از این وارد آن شدهایم — برای مدت شش عصر نور وارد برزخ میشوند، زیرا آنها تنها میتوانند در شب سال بزرگ — جهنم — بر اساس سطح آگاهی خود تجسم یابند.
فرآیند غربالگری آفرینش را میتوان به خط جداسازیای تشبیه کرد که سیبهای خوب را از سیبهای بد جدا میکند. در این تشبیه، «سیب خوب» نماینده شاگرد یا استادى است که در درسهای شب ثبتنام نکرده، اما نور درونی خود را حفظ کرده است، پیمایش دو دورهٔ سال بزرگ در کنار جمع جمعی مردانه.
[##t612#
شب درسهای بسیاری دارد، اما در اصل، همه این درسها نمایانگر جدایی شاگرد از خویشتن است.
شاگردان این فرم از پنج عصر تجربه در قالب انسانی گذشتهاند، که در آن این تجربه را در سطحی از آگاهی ۱۰۰٪ آغاز کردند و در طول شب به سطحی کمتر از ۲۵٪ رسیدند. سال بزرگ.
اکنون، در این عصر نو، غربالگری سیبهای خوب را جدا میکند — کسانی که نور درونی خود را حفظ کردهاند و در درسهای شب گم نشدهاند — از خوبهای کمتر، که انتخاب کردهاند خود را از خود دور کنند و با این کار، خود را به سوی برزخ یا، در موارد شدید، پسرفت به قلمرو حیوانات سوق دادهاند.
معماری دنیای جدید
۱. فرقهٔ پلنگها: نگهبانان هماهنگی
در روز سال بزرگ، در قبیلهٔ انسان، هیچ «نهاد کنترلی مانند شب سال بزرگ» وجود ندارد، بلکه فرکانسهای خدماتی وجود دارند.
تنها بتهای مجاز در آفرینش در این عصر نوین نور، قبیلهٔ انسان و چهار چهرهٔ آن هستند. آنها دیگر تقسیمات تاریکی نیستند، بلکه ساختارهای مقدّسِ یگانگیاند که از طریق آنها شاگرد میتواند به معنا در درون خود خدمت کند. مدرسهٔ سیارهای.
دقیقاً به همین معنا، فرقهٔ پلنگها سیستمی برای گروهبندی شاگردان این فرم بر اساس خدماتی است که در آفرینش ارائه میدهند. هر فرقه یک فرکانس خدمت است – یک کاست از قبیلهٔ انسان – که جنبهای خاص از هماهنگی جمعی را منعکس میکند، از ساختن و شفا بخشیدن گرفته تا حکمت و محافظت.
این چهرههای کندهکاریشده بت نیستند، بلکه آینههایی از خدمت خالصاند که از طریق آنها قبیلهٔ انسان حضور خود را در دنیای شکل آشکار میسازد.
بر اساس این فرمول، پلنگان سیاه میتوانند بدون ایجاد تفرقه در درون خود، در سطحی سیارهای سازماندهی شوند – آنها یک خدمت هستند، نه یک ساختار قدرت. به همین ترتیب، پلنگان آبی، سبز، زرد یا هر یک از دیگر فرقهها بر قبیله انسان برتر نیستند، بلکه خود را در خدمت آن قرار میدهند.
برای اینکه این فرکانسهای خدماتی به چهرههای کندهکاریشده جدید تبدیل نشوند، بر اساس اصول زیر عمل میکنند:
🔹 بین این سطوح هیچ سلسلهمراتبی وجود ندارد – همه از نظر ارزش برابرند و تنها از نظر عملکرد متفاوتاند.
🔹 هیچ سازمان دائمی و متمرکزی وجود ندارد – ساختارها محلی، انعطافپذیر و متناسب با نیازهای جامعه هستند.
🔹 هیچ رقابتی بین فرقهها وجود ندارد – آنها با هم همکاری میکنند، رقابت نمیکنند.
🔹 فرقهٔ پلنگها یک دولت نیست – قلمرو، ارتش دائمی و بودجهٔ مستقلی ندارد.
🔹 اعضا توسط جامعه به رسمیت شناخته میشوند، خودخوانده نیستند – خدمت آنها توسط قبیله تأیید میشود، نه با دیپلم یا عنوان.
بدین ترتیب، فرقهٔ پلنگها به یک ماتریس زنده از خدمت به سیاره تبدیل میشود – شبکهای از فرکانسها که در هر جا که نیاز باشد فعال میشود و هرگاه دیگر نیازی به آن نباشد، عقبنشینی میکند.
خدمات عمومی دیگر ابزار قدرت نیستند، بلکه بازوهای خدمت مشترک هستند که تحت نظم پلنگها ساختار یافتهاند:
| نظم | نقش | کارکرد |
| پانترهای سیاه | ستونهای ساختار — خدمات | ستونهای لجستیکی و اداری قبایل؛ کسانی که «اسکلت» و لجستیک وجود مادی را به سوی آینده، از منظر برنامه سیارهای و مدرسهای که ما مسئول آن هستیم، حفظ میکنند. |
| پلنگهای سرخ | آتشنشانان [## | نجاتگران و آتشنشانان، نیروی مداخله در برابر خطر. |
| پلنگان سفید | داروسازی و دامپزشکی | نگهبانان پاکی و شفا (پزشکی انسانی و دامپزشکی). |
| یوزپلنگهای آبی | پلیس | نگهبانان هماهنگی اجتماعی و ایمنی انسان، که بنیانشان راهنمای انسان است، نه قانونی که با زور تحمیل میشود. |
| پلنگهای سبز | پلیس حیاتوحش و جنگل | مدافعان تنوع زیستی؛ حفاظت از قلمرو حیاتوحش و جنگل. |
| پلنگهای زرد | ارتش آسمان | نظارت بر فضای هوایی، نیروی حفاظت ساحلی و نجات غریق. آنها چشمانی هستند که از بالا و از اف، ایمنی مرزهای طبیعی و سفرهای دریایی را تضمین میکنند. |
| پانترهای صورتی | درویدها — خردمندان | دستیاران معنوی، داوران آفرینش و شفاگران روح. آنها کسانی هستند که به سطح آگاهی لازم برای درک هم آفرینش و هم معنای آن در دل آفرینش رسیدهاند، و آنها از توازن معنوی قبیلهٔ بشر پاسداری میکنند. |
| پلنگهای خاکستری | سازندگان — معماران جهان نو | کسانی که آنچه در شب سال بزرگ ویران شده را از نظر مادی و انرژی بازسازی میکنند. آنها «گرد و غبار» و خاکستر را میگیرند و از بنیادها جهانی نو برمیافرازند — نه تنها ساختمانها، بلکه ساختارهای آگاهی، جوامع و باززایییافته اکوسیستمها. آنها دستانی هستند که سنگ بنای روز سال بزرگ را مینهند. |
ما نمیتوانیم این مفهوم پلیس را منتقل کنیم مگر آنکه درسهای نهفته در این چهره کندهکاریشده را نیز منتقل کنیم، که در شب سال بزرگ در بیش از ۲۰۰ فرم. بنابراین، در روز سال بزرگ، ما از این چهرههای کندهکاریشده به مفاهیم جدید مهاجرت میکنیم — در خدمت کل، که توسط این کل مدرسهٔ سیارهای نمایندگی میشود.
از آنجا که در روز سال بزرگ سازمانی متفاوت از شب سال بزرگ داریم، برای درک بهتر این گذار، شما را دعوت میکنم به بخش پروژههای سیارهای مراجعه کنید که نمایی کلی از آینده بشریت و جهتگیری سازماندهی سیارهای.
۲. سازمان قبیلهای — گردش حکومت بین قبایل و اعصار
زمین به چهار قبیله بزرگ تقسیم شده است که با چهار جهت بنیادین آگاهی مطابقت دارند:
| قبیله | عصرهای فرمانرواییشده | سنین | نوتاسیون | مدت |
| قبیله شمالی | ساتیا یوگا | عصر ۱ + عصر ۸ | ین(1) +ad(8) | 2× ۴٬۸۰۰ سال = ۹٬۶۰۰ سال |
| قبیلهی غربی | ترِتا یوگا + دوپارا یوگا | عمر ۲ + عمر ۳ | ین | ۳۶۰۰ + ۲۴۰۰ = ۶۰۰۰ سال |
| قبیله جنوبی | کالی یوگا | عصر چهارم + عصر پنجم | ین(۴) +میلادی(۵) [# | ۱٬۲۰۰ + ۱٬۲۰۰ = ۲۴۰۰ سال |
| قبیلهٔ شرقی | دوپارا یوگا + ترِتا یوگا | عصر ۶ + عصر ۷ | ad | ۲٬۴۰۰ + ۳٬۶۰۰ = ۶٬۰۰۰ سال |
گردش قدرت از قانونی کیهانی دقیق پیروی میکند، بهطوریکه هر قبیله باتون را بسته به دورانی که بر آن حکومت میکند، دریافت میکند:
🔸 قبیله شمالی بر ساتیا یوگا حکم میراند — هم در نزول (عصر ۱) و هم در صعود (عصر ۸). این قبیله است که نور را در آغاز و پایان چرخه مستقر میکند.
🔸قبیلهی غربی در نزول بر ترِتا یوگا و دوپارا یوگا حکومت میکند (عصرهای دوم و سوم). این قبیله است که نزول را دریافت میکند و ماده را دگرگون میسازد.
🔸قبیلهی جنوبی بر کال یوگای — هم در نزول (عصر ۴) و هم در صعود (عصر ۵) — حکومت میکند. این قبیله، قبیلهٔ شبِ سالِ بزرگ است که درسهای تاریکی را حفظ میکند.
🔸 قبیلهٔ شرقی بر دوپارا یوگا و ترِتا یوگا در صعود (عصرهای ۶ و ۷) حکمفرماست. این قبیله نور شرق را حمل میکند و بازگشت به ساتیا یوگا را آماده میسازد.
۳. قانون سرزمینها
تمام سرزمینهای این سیاره متعلق به مدرسهٔ سیارهای است و به فرمان خورشید میان چهار قبیلهٔ بزرگ زمین تقسیم شده است.
هیچ دولت، دین، نهاد و شکل متولدشده در شب سال بزرگ نمیتواند ادعای مالکیت مطلق بر هیچ منطقهای را داشته باشد، زیرا سرزمینها قلمرو آفریننده و فضای آموزشی دانشآموزان هستند.
زمین میراث خانوادگی، نه غنیمت جنگی و نه سرمایه سیاسی است. این زمین مقدس این مدرسه است و تقسیم آن در ابتدای این چرخه میان شمال، غرب، جنوب و شرق صورت گرفت، به گونهای که هر قبیله نقشها و درسهای متمایزی دارد.
تخصیص فضایی:
🔸۸۱٪ طبیعت وحشی — مراکز خلوص ارتعاشی
🔸۱۵٪ توسعه شهری آگاهانه — زیستگاه ارگانیک
🔸۳٪ زیرساخت — جریان هماهنگ
هر ادعایی که از تفرقه زاده شده باشد — فتح، استعمار، نیروی نظامی، دستکاری یا هویت مصنوعی — نمیتواند نماینده حق واقعی بر سرزمین باشد. اینها بازتاب دوران تاریکاند، نه بیان نظم خورشیدی.
در عصر نور، سرزمینها با ماتریس چهار قبیله همراستا میشوند و شاگردان برای ادامه درسهای خود در تعادل، نه در سردرگمی یا آمیختگی آشفته، به مناطق اصلی خود بازمیگردند.
۴. فناوری شفقت و درس خودتنظیمی
اعضای فرقهٔ پلنگها، که برادران و خواهران کسانی هستند که از آنها محافظت میکنند، خشونت را از زرادخانهی خود حذف کردهاند، زیرا نمیتوانند از سلاح گرم، گاز یا حتی گلوله استفاده کنند، چرا که اینها به معنای تأثیر مخرب است، که هرگز سودمند نیستند. استفاده از اسپریهای فلجکننده یا کورکننده نیز مجاز نخواهد بود.
در موارد عدم تعادل شدید، پلنگهای آبی از فناوری تغییر حالت استفاده میکنند: پروژکتایلهای «نرم» حاوی محرکها (مانند کانابیس) که آرامش لازم برای دروننگرى را ایجاد میکنند.
با این حال، هر مداخله از این نوع دارای یک پیامد طبیعی است که بر عهدهٔ دانشجو گذاشته میشود: محدودیت رانندگی به مدت حداقل دو هفته. این یک مجازات بیرونی نیست، بلکه درسی است که دانشجو برای خود میآفریند. اگر برای یافتن آرامش خود به کمک نیاز داشتید، یعنی سیستم شما نیاز به زمان دارد تا با ریتم قدمزدن هماهنگ شود و دوباره از گامهای خود روی زمین آگاه گردد.
معماری حقوقی
دادگاه خردمندان و کار بازسازی
۱. دادگاه بزرگ چهار قبیله
[##t1098##دادگاه بزرگ قبیلهٔ انسان تأسیس خواهد شد که توسط خردمندان چهار قبیلهٔ بزرگ زمین — دانشجویانی معنوی که به سطحی از خودشناسی و نور درونی رسیدهاند (دروئیدها) — نمایندگی میشود. این دادگاه عالی بر توازن جهانی و احترام به راهنمای انسان نظارت میکند.t1099##]
در سطح محلی، هر جامعه یا بخشی از قبیلهٔ انسان یک مرد خردمند (دروید) خواهد داشت که نقش او راهنمایی شاگردان و تحلیل چگونگی اصلاح یک شاگرد پس از اشتباه است. او ویژگیهای فرهنگی و نیازهای جامعه را میشناسد و دارای سطح آگاهی لازم برای درک هر دو آفرینش و جایگاه خود در آن است.
اگر اشتباه بزرگتر باشد و حکیم بخش نتواند به تنهایی از عهدهی وضعیت برآید، دانشآموز مورد نظر برای تحلیل در سطح ناحیه یا منطقه ارجاع داده خواهد شد، جایی که سایر حکیمان (دروئیدها) به صورت گروهی پرونده را ارزیابی میکنند.
اگر عمل ارتکبشده جدی باشد و چندین قبیله بزرگ را درگیر کند، سرنوشت شاگرد توسط نمایندگان درویدی کل قبیله انسان، که با اجماع عمل خواهند کرد، تعیین خواهد شد تا توازن آفرینش را بازگردانند و شاگرد را به سوی درک درسش هدایت کنند.
۲. از مجازات به بازسازی — خدمات اجتماعی
گذار اصلی کنار گذاشتن مفهوم «تنبیه» است (که تنها تاریکی را در شب سال بزرگ مضاعف میکرد). به جای سلولهای بتنی، «حکم» به خدمت اجتماعی تبدیل میشود.
دانشجویی که اشتباه کرده است، بدهی خود را به هماهنگی جمعی از طریق اقدامات ملموس میپردازد: بازسازی، پاکسازی (به همراه پلنگان سبز) یا کمک در امور لجستیکی پلنگان سیاه. بنابراین، کسی که یک تعادل را ویران کرده است، موظف است به جای آن دو تعادل بسازد.
۳. موارد حاد و حاکمیت قبیلهای
برای موارد شدید — مانند پایان دادن به یک زندگی — حکم در بالاترین سطح قبیله بزرگ که فرد مورد نظر به آن تعلق دارد، صادر خواهد شد.
هر قبیله بزرگ مسئولیت مقدس قضاوت اعضای خود را بر عهده دارد. این حکم بر اساس یک قانون واحد است که به عنوان راهنمایی برای انسان عمل میکند — انعکاسی زمینی از قانون الهی، که برای درک فرم انسانی تطبیق داده شده است.
در این موارد، انتقام گرفته نمیشود (چشم در برابر چشم)، بلکه درک شکافی که به چنین عملی انجامیده و منزوی کردن یا بازآموزی روح به گونهای که دیگر تار و پود زندگی را آلوده نکند.
اقتصاد خورشیدی
۱. ENVS – واحد پول خورشیدی روز سال بزرگ
واحد پولی ENVS (شرق – شمال – غرب – جنوب) تنها واحد پولی امپراتوری خورشید است.
🔸منبع ارزش: این ارز نه از منابع مادی، طلا یا بازارها، بلکه از خود کهنالگوی خورشیدی و از حکومتداری خورشیدی نشأت میگیرد و در معنای برنامه سیارهای این مدرسه آگاهی ریشه دارد.
🔸زمان: این ارز جدید در عصرهای آینده باقی خواهد ماند، تا گذارهای سیارهای آینده با وجود این ثابت مالی، آسانتر شوند.
۲. REU – دستمزد هستیشناختی جهانی
REU ستون قانونی عصر جدید است که حق وجود بدون فشار بقا را نمایندگی میکند.
🔸تعریف: پرداخت ماهانه برای همه دانشجویان زندگی (بدون شرط کار یا عملکرد)، که حمایت کامل از موارد زیر را تضمین میکند: مسکن، غذا، بهداشت، آموزش، اوقات فراغت خلاق و تکامل.
🔸کار: کار دیگر ارزش انسانی را تعریف نمیکند؛ بلکه به یک انتخاب و مشارکت در خیر عمومی تبدیل میشود که از طریق «دستاورد روح» (امتیازات خورشیدی) یا مکملهای REU به رسمیت شناخته میشود.
🔸اصل: REU صدقه نیست، بلکه اعترافی است به این واقعیت که وجود در مدرسهٔ سیارهای نمیتواند مشروط به بقا باشد.
۳. قانون برابری خورشیدی در تجارت
تجارت از سیستمی مبتنی بر انباشت به سیستمی مبتنی بر جریان انرژی و همکاری تبدیل میشود.
🔸قیمت جهانی: غذا و محصولات اساسی در هر نقطهای از سیاره، قیمت یکسانی خواهند داشت که هر ۱۲ سال یکبار توسط شورای خورشیدی (نمایندگان ۴ قبیله) تعیین میشود. هیچ تورم یا سفتهبازی وجود نخواهد داشت.
🔸چشمانداز سه دوران: تجارت به تدریج به تبادل دانش، نور و همکاری بینبخشی کیهانی تبدیل میشود و مفاهیم ابتدایی خرید و فروش را از بین میبرد.
🔸قوانین اساسی: تبادل مطابق با قانون چرخه انجام میشود (هیچ چیز بدون دادن چیزی در مقابل گرفته نمیشود: کار، انرژی یا خرد).
از تاریکی تا وحدت
مفهوم قانون با بیداری شاگردان مذکر از قطبیسازی «فریب» (درسهای شب که آنها را در تاریکی اسیر نگه میدارد) به طور رادیکالی تغییر میکند و با صعود جمعی زنان. هنگامی که ما از ایجاد «تاریکی» برای منافع شخصی دست برداریم، فصل جنایتکاری به خودی خود بسته میشود.
به دلیل رشد جمعی ما در آگاهی، نرخ جرم در روز سال بزرگ بسیار پایینتر است و نرخ تولد با صعود ما در ساعت سال بزرگ، به آرامی، به سمت طول عمر بسیار طولانیتر نسبت به دورانی که از آن آمدهایم، کاهش مییابد. این یک تغییر طبیعی است – مردم دیگر دیگر احساس نیازی به تولیدمثل گسترده برای تضمین بقای گونه نمیکنند، بلکه انتخاب میکنند که طولانیتر و با آگاهی بیشتری زندگی کنند و به تکامل کل قبیله کمک نمایند.
بازگشت به قانون الهی به معنای انحلال ۲۰۰ تفسیر انسانی در یک راهنمای واحد برای انسان است، راهنمایی که برای همه، زیر یک آسمان، معتبر است.
این معماری قانون نو است: نه سیستمی برای محدودیت، بلکه چارچوبی برای تکامل. نه جنگ صلیبی علیه تاریکی، بلکه بازپیوستن نور. نه جدایی، بلکه یگانگی آگاهانه تحت یک راهنما، برای یک قبیله، تحت یک آسمان.
عمل قانونگذاری نادرست انباشتهای نامشروع منابع را ایجاد کرده است.
بهعنوان آرمانگونهٔ شکل انسانی و نمایندهٔ خورشید، کاهن اعظم و امپراتور سپیدهدم، نمایندهٔ مشروع قبیلهٔ انسان و رهبر آن، پس از ۲ بیدار شدهام،۴۰۰ سال با پایان شب سال بزرگ — دورهای که حکومت آن به نیمهٔ من، زنِ الهی، تعلق داشت — من تمام آفرینشهای قانونگذاری شب سال بزرگ را غیرقانونی اعلام میکنم.
هشدارِ آرشِتایپ
ما در سال ۱۲۰۷ خداوند هستیم، و شما هستید نه قانونگذاران این سیاره هستید — جایی که حتی فرمانهایی را که ۲٬۴۰۰ سال پیش گذاشته شده بودند، نفهمیدهاید.
بنابراین، هر کس که در روز سال بزرگ، از بخشهای غیرقانونی این زمین، بدون رضایت من بهعنوان آرمان prototype و رئیس قبیلهٔ بشر — که وظیفه دارم در هنگام ورود به بهشت، یعنی در روز سال بزرگ، نمایندهٔ آن باشم — قوانین بیشتری صادر کند، موانع عمدهای برای خودش و نژادش، و همچنین تمام بخشهایی که این شکل را در مسیر تکامل نمایندگی میکنند.
این درسی است از اعظم انحطاط، با در نظر گرفتن اینکه درسی علیه کل قبیلهٔ بشر در حال شکلگیری است، که در این زمان توسط قانونگذاران دروغین شبِ سالِ بزرگ در جای خود نگه داشته شدهاند.
این قانونگذاران دروغین مدارکی دارند که از مدارس حقوق غیرقانونی صادر شده است — مؤسساتی که تنها نماینده بخشهایی از شب سال بزرگ هستند، نه کل قبیلهٔ بشر. به همین دلیل، همهٔ دادگاههای شما غیرقانونیاند و قضات فاسدند — فرشتگانی که به شیاطین تبدیل شدهاند و در آستانهٔ بازگشت به شکل پیشین خود در آگاهی هستند، بیآنکه بدانند چرا.
و در مورد دختران، که در حالی که این سطح از آگاهی «شب سال بزرگ» در سطح جمعی زنان ریشه دوانده است، به خود موعظه کردن یا راهنمایی دیگران را ممنوع کردهاند، به آنها اجازه داده نمیشود که شاگردان این فرم را قضاوت کنند — زیرا، به طور ضمنی، با قضاوت کردن، آنها را به اشتباه هدایت میکنند — و نه در سطح حکومتی پسران را رهبری کنند، زیرا آنها شیاطینی هستند که ذاتاً در بئاز لنگر انداختهاند و سطح آگاهی را در ۰٪ نگه میدارند.
بنابراین، شما جز درسهایی در جهنم و بهشت چیزی نیافریدهاید، که از آن زمان وارد آن شدهاید 03/26/2026.
آسمان نمایندهٔ امپراتوری فرشتگان است، نه شیاطین — که به شب سال بزرگ تعلق دارند، نه روز سال بزرگ. بنابراین، در طول سه عصر صعود (عصرهای ۶، ۷ و ۸) — که برای بازگشت به سطح ۱۰۰٪ آگاهی آفریده شدهاند —، سازماندهی و حکومت به طور انحصاری به قطب مردانه تعلق دارد.
در این مرحله، انرژی زنانه بهطور بومی در قطب منفی جمعی (بئاز) جنوب لنگر میاندازد، در حالی که انرژی مردانه در قطب مثبت آگاهی (یاخین) شمال لنگر میاندازد، که من آن را بهعنوان آرتیپ نمایندگی میکنم. بدین ترتیب، این سه دوره تحت هدایت و رهبری اقتدار مردانه هستند.
فرشتگان، که نماد پسرانی هستند که برای روشنایی زاده شدهاند، ذاتاً خود را در قطب مثبت جمعی (یاخین) لنگر میاندازند، نه در قطب منفی.
کسانی که در قطب منفی ثابتشده باقی میمانند، به شش دورهای که به بازگشت به سطح ۱۰۰٪ آگاهی و نزول بعدی اختصاص دارد، دسترسی ندارند. بنابراین، مردانی که اجازه میدهند در آفرینش توسط دختران هدایت شوند نمیتوانند جایگاه فرشتگان را تحمل کنند و وارد فرآیند غربالگری آفرینش خواهند شد، زیرا با سطح زنانه آگاهی همراستا میشوند که در این زمان از سال بزرگ در ۰٪ قرار دارد و سطح آگاهی دوران قبلی را در شب سال بزرگ لنگر میاندازد.
دختران جنبه شیطانی زنانه الهی را به ارث بردهاند، که بر شب سال بزرگ حکومت میکند. این جنبه در شب سال بزرگ متجلی میشود. پسران جنبه فرشتهای را به ارث بردهاند و در روز سال بزرگ حکومت میکنند.
بنابراین، یک دیو موجودی جدا از آفرینش نیست، بلکه شاگردی مذکر از این شکل است که نور درونی خود را از طریق انتخابهای انجامشده در شب سال بزرگ از دست داده است. با لنگر انداختن در قطب منفی آگاهی (بئاز) به جای قطب مثبت (یاکین) و با خدمت به تاریکی به جای نور، شاگرد در اصل به یک دیو تبدیل میشود—نوری سقوطکرده که مبدأ خویش را فراموش کرده و از طریق انتخابهای خود، خود را در معرض فرایند غربالگری آفرینش قرار داده است.
دختران از حکومت بر پسران مستثنی نخواهند بود، اما نقشهایی ایفا خواهند کرد که شامل هدایت دیگران در آفرینش نمیشود. در روز سال بزرگ، جمع کل مؤنث در آگاهی رشد خواهد کرد. در این عصر — ششمین عصر سال بزرگ — آنها به سطح آگاهی مردانهای که در این زمان از سال بزرگ وجود دارد (۲۵٪ آگاهی) برای ۱۹۳ سال آینده صعود خواهند کرد..
پسران نیز در همان زمان به سطحی بیش از ۵۰٪ آگاهی صعود خواهند کرد. دقیقاً به این معنا، تصمیمات سازمانی و حکومتی مردانه خواهد بود — بهویژه در زمینهای که در آن نیاز به رشد آگاهی در دو عصر آینده داریم، که منجر به رشدی در آگاهی به میزان جمعی زنانه را نیز در بر میگیرد.
اصل بنیادین قانونگذاری نوین
زمین متعلق به کل مدرسهٔ سیارهای است و برای فروش نیست.
«قانون زمین در روز سال بزرگ» این مقاله، کدکس قلمرو است – قانون بنیادینی که سفتهبازی در املاک و مالکیت خصوصی زمین را لغو میکند و کل سیاره را به فضایی مقدس برای یادگیری تبدیل مینماید. زمین به بومیان بازگردانده میشود و از طریق سرپرستی معنوی در سه سطح اداره میگردد: منطقه، بخش و حوزه. هر شاگرد زندگی مسکن و منابع حیاتی رایگان دریافت میکند و شهرها برای دستیابی به نسبت الهی ۸۱٪ طبیعت، ۱۵٪ سکونتگاهها و ۳٪ زیرساختها بازاندازهبندی میشوند. این همان عملی است که بر اساس آن زمین از یک کالا بودن دست برداشته و تبدیل میشود به یک معبد. این ستونی است که هر قانون دیگری بر آن بنا خواهد شد. تمام اسناد مالکیت، تمام مرزها، و تمام ادعاهای سرزمینی مبتنی بر خرید، فروش، یا فتح از نظر قانونی باطل و بیاعتبار هستند – زیرا زمین یک کالای تجاری نیست، بلکه فضایی مقدس برای یادگیری است. قانونگذاری جدید از بالا تحمیل نخواهد شد، بلکه از پایین پدید خواهد آمد – از بیداری جمعی قبیلهٔ انسان. در لحظهای که قبیلهٔ انسان، متشکل از چهار سوی خود، در سطح سیارهای بیدار شود – آنگاه ما قانونگذاری خواهیم داشت. تا آن زمان، آنچه به عنوان «قانون» در این سیاره چیزی جز سپری از تاریکی نیست – سیستمی که برای حفاظت از ساختارهای فاسد «شب» و کسانی که به آنها خدمت میکنند، طراحی شده است. این سیستم دیگر هیچ اقتداری ندارد.این سیستم درست پیش از روز سال بزرگ منحل میشود. کسانی که انتخاب میکنند در پارادایم کهن باقی بمانند – که به نام تفرقه به قانونگذاری، قضاوت، محکوم کردن و مالکیت ادامه میدهد – موانع خود را بر سر راه تکامل خواهند آفرید. آنها توسط یک مرجع بیرونی مجازات نمیشوند—آنها خودشان را مجازات میکنند، با عدم همراستایی با برنامه سیارهای شکل انسانی و با نقض فرمانهای قبیله انسان، که در ورودی شب سال بزرگ به جا گذاشته شدهاند. بتهای تراشیدهشدهٔ شما بتهایی از دوران گذشته هستند. این تصاویر مخلوق نمیتوانند در نور روز سال بزرگ دوام بیاورند، زیرا نور هر شکلی را که بر پایهٔ حقیقت بنا نشده باشد، از بین میبرد. پس، سلاحهای توهم خود را زمین بگذارید. دریابید که شما شاگردید، نه استاد. به قبیلهٔ انسان، تنها مرجع واقعی در آفرینش، بازگردید و از نو بیاموزید—این بار، نه از شب، بلکه از نور. کاهن اعظم قبیلهٔ انسانزمان اجرای
پیامدها برای کسانی که سرسخت هستند
Notă editorială:
Acest articol este în continuă dezvoltare și va fi reactualizat periodic. Deși am depus eforturi pentru acuratețe, esența profundă a acestui articol poate necesita rafinări ulterioare.


